روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٩ - ترجمه
را«سخت»خوانيم،قال طرفة.
ارى الموت يعتام لكرام و يصطفي
عقيلة مال الفاحش المتشدّد[١٧١-ر]
و«فاحش»در بيت بخيل است،بيانش قوله: اَلشَّيْطٰانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشٰاءِ [١]،أى بالبخل،بعضى دگر گفتند:او بر دوستى مال سخت قوى است و دل در او بسته و در طلب كردن حريص و مجد.فرّاء گفت:در تقدير كلام تقديم و تأخيرى هست،و التّقدير:و إنّه لشديد الحبّ للخير،پس شديد صفت حبّ است نه صفت مرد،و لكن براى سر آيت را چنين كرد،و مثله قوله:
فِي يَوْمٍ عٰاصِفٍ [٢] ،أى عاصف الرّيح،براى آنكه«عصوف»صفت روز نباشد.
أَ فَلاٰ يَعْلَمُ ،نمىداند اين كافر نعمت بخيل دنيا دوست. إِذٰا بُعْثِرَ مٰا فِي الْقُبُورِ ،كه آنگاه كه برانگيزند مردگان را از گورها.فرّاء گفت:بعثر و بحثر، لغتان،و يقال:بعثر أى بعث،و الرّاء زيدت لا لحاقه بالرّباعيّ،و قيل:بحثر مركب من بحث و اثير [٣]و اين اقوال قريب است.
وَ حُصِّلَ مٰا فِي الصُّدُورِ ،و حاصل كنند آنچه در دلها باشد،يعنى آشكارا كنند،بيانه: يَوْمَ تُبْلَى السَّرٰائِرُ [٤].
إِنَّ رَبَّهُمْ ،نمىدانند كه خداى ايشان اين روز،يعنى روز قيامت عالم باشد به احوال ايشان.و همزۀ [٥]از پس علم و ظنّ مفتوح بايد الّا آنكه«لام»در خبر او بازآيد،چنان كه:علمت انّ زيدا لمنطلق،كه آنگه مكسور شود.و گويند:
حجّاج اين سورت در نماز مىخواند:«أنّ»به فتح بخواند براى«يعلم»چون به آخر رسيد«لام»ديد نخواست كه با سر گيرد«لام»از خبر كه«خبير»است بيفگند، بخواند:«خبير»،اعراب نگاه داشت و شرع و جانب خداى فروگذاشت.
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٦٨.
[٢] .سورۀ ابراهيم(١٤)آيۀ ١٨.
[٣] .اساس،كا،آد،گا:ابثر.
[٤] .سورۀ طارق(٨٦)آيۀ ٩.
[٥] .كا+او،آد،گا+إنّ.