روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٠ - ترجمه
آنگه گفت: لاٰ يَذُوقُونَ فِيهٰا بَرْداً وَ لاٰ شَرٰاباً ،گفت:در آنجا نچشند هيچ سرمايى و شرابى سرد كه ايشان را راحت باشد از آن و تسكين گرماى آتش كند بر ايشان.و گفتند:بردا،أى نوما.عبد اللّه عبّاس گفت:عرب گويد:منعنى البرد البرد،سرما خواب از من بازداشت.و أنشد الكسائي:
بردت مراشفها علىّ فصدّنى
عنها و عن قبلاتها البرد
و قال آخر:
و ان شئت حرّمت النّساء سواكم
و إن شئت لم اطعم نقاخا و لا بردا
گفتند:«برد»در اين دو بيت خواب است،و ظاهر چنان مىنمايد كه بر ظاهر خود است،و فرّاء گفت:براى آن خواب را«برد»خوانند كه خواب مردم را سرد بكند،و از اينجاست كه آنكس كه بخسپد او را جامهاى ديگر بايد بيرون آنكه [١]دارد،و الّا سرما يابد.و نيز آنكه تشنه باشد چون بخسپد تشنگى او ساكن شود [٢].
إِلاّٰ حَمِيماً ،الّا آب جوشانيده. وَ غَسّٰاقاً ،گفتند:زمهرير باشد،و گفتند:
خون و ريم اهل دوزخ باشد.ثماليّ گفت:«غسّاق»آب چشم ايشان باشد.شهر بن حوشب گفت:«غسّاق»نام واديى است در دوزخ،در وى سيصد و سى شعب است در هر شعبى سيصد و سى خانه است،هر خانهاى را چهار زاويه است،در هر زاويه مارى است بر [٣]عظيمتر خلقى،در سر هر مارى چندان زهر است كه خداى داند.
جَزٰاءً ،نصب بر مصدرى باشد محذوف الفعل،أى جازيناهم جزاء،و روا بود كه مفعول له باشد،أى للجزاء،يعنى اين عذاب بر ايشان براى جزاست.
وِفٰاقاً ،أى موافقا[٥٢-پ]لأعمالهم،بر وفق كردار ايشان،بيشتر نه تا ظلم نباشد.
[١] .كا:بيرون از آن جامه كه،آد،گا:بيرون ازآنكه.
[٢] .آج:زائل شود،كا،آد،گا:كمتر شود.
[٣] .كا،آد،گا:چند.