روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٨ - ترجمه
قرّاء به تشديد خواندند.گفت:آسمانها بگشايند،يعنى بشكافند تا درها گردند، گفتند معنى آن است:هر شكافى در او پديد آيد بهمانند درى [١].و گفتند:درها بر او بگشايند تا فريشتگان به او فرود آيند.و گفتند مراد آن است كه:هر بنده را دو در باشد در آسمان،درى كه مصعد عملش باشد،و درى كه مهبط روزى او باشد.چون بميرد آن درها ببندند،و چون روز قيامت باشد آن درها بازگشايند.
وَ سُيِّرَتِ الْجِبٰالُ ،و كوهها را به رفتن آرند بر روى زمين تا چون سراب گردد.
إِنَّ جَهَنَّمَ كٰانَتْ مِرْصٰاداً ،گفت:دوزخ جاى رصد ايشان باشد،ره ايشان و گذر ايشان جز بر او نبود.مقاتل گفت:نشستنگاه بود.
لِلطّٰاغِينَ مَآباً ،مرجع طاغيان و باغيان باشد.و«طغيان»مجاوزة الحدّ باشد،يعنى كافران و آنان كه[از] [٢]فرمان خداى تعالى تعدّى كرده باشند.
لاٰبِثِينَ فِيهٰا أَحْقٰاباً ،در آنجا مقام كنند،واحدها حقب،و واحد الحقب حقبة قال متمّم بن نويره التميميّ:
و كنّا كندمانى جذيمة حقبة
من الدهر حتّى قيل لن يتصدّعا
و علما در معنى«حقب»خلاف كردند.بعضى گفتند:حقب نامى است روزگار را،أى دهورا و أزمنة،روزگارها آنجا بمانند.عبد اللّه مسعود گفت:عدد أحقاب جز خداى نداند.و آنان كه گفتند:محدود است هم خلاف كردند.
عبد اللّه عمرو [٣]گفت:چهار سال باشد،هرروزى هزار سال.عمّار الدهني گفت:
اميرالمؤمنين على،هلال الهجرىّ [٤]را گفت:شما در كتاب خود مقدار حقب چند يافتى [٥]؟گفت:هشتاد سال،هر سالى دوازده ماه،هر ماهى سى روز،هرروزى هزار سال.
[٢] [١] .كا،آد+باشد.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:عبد اللّه عمر.
[٤] .كا:هلال خيرى.
[٥] .آج:يافتيد،كا،آد،گا:يافتهايد.