روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٦ - ترجمه
قاطرات [١]أى،السحاب القاطرات [٢]،يعنى ابرهاى فروچكاننده براى آنكه «قطر»هم لازم باشد و هم متعدّى.ابن كيسان گفت:«معصرات»عاصرات باشد،و الاعصار لغة فى العصر،أى من السحاب العاصرات،از ابرهاى فشارنده چون متراكم شود بهرى بر بهرى،پندارى بهرى بهرى را مىفشارد [٣].ابىّ كعب گفت [٤]و الحسن و سعيد جبير و زيد أسلم و مقاتل حيّان گفتند:من المعصرات، أى من السموات،از آسمانها فرومىآريم. مٰاءً ثَجّٰاجاً ،آبى ترنده،يعنى باران.
مجاهد و قتاده گفتند:متتابع،ابن زيد گفت:بسيار.
لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَبٰاتاً، وَ جَنّٰاتٍ أَلْفٰافاً ،تا بيرون آريم به او دانهها [٥]و گياهها و بستانها كه در او درختان باشد بر هم پيخته [٦].واحدها«لفّ»و«لفيف» و گفتند:ألفاف جمع جمع است،يقال:جنّة لفّاء و نبت الفّ و جنّات لفّ و الجمع ألفاف.
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كٰانَ مِيقٰاتاً ،گفت:روز فصل [٧]قضا ميقات است،يعنى وقت انجاز آنچه خداى وعده كرده است.
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ ،آن روز كه در صور دمند.در او دو قول گفتند:يكى آنكه بر شبه قرنى است در دست اسرافيل،و يكى آنكه جمع صورت است، يعنى مردگان را زنده كند. فَتَأْتُونَ أَفْوٰاجاً ،مىآيند [٨]گروه گروه.معاذ جبل گفت:به خانۀ أبو أيّوب انصارى بوديم با رسول-عليه السلام-من پرسيدم رسول را از اين آيت،گفت:يا معاذ!از كارى[٥٠-پ]عظيم پرسيدى،آنگه بگريست و گفت:
روز قيامت مردمان را بر ده نوع حشر كنند،خداى ايشان را به آن علامت كه بر
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها+باشد،كه عبارت را به فارسى خواندهاند.
[٢] .كا:الفاطر،آد،گا:القاطر.
[٣] .كا،آد:مىافشارد.
[٤] .كا،آد،گا:ندارد.
[٥] .اساس و ديگر نسخه بدلها:دانها/دانهها.
[٦] .آج:در هم پيچيده.
[٧] .آج+و.
[٨] .آد،گا:مىآييد.