روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٢ - ترجمه
دوزخ،گفت قوله: فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ الآية.
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفٰازاً ،گفت:پرهيزگاران را نجاتى و رستگاريى باشد[٥٣-ر].
و«مفاز»مفعل بود،اين لفظ اين جا مصدر است.عبد اللّه عبّاس و ضحّاك گفتند:
متنزّها،تماشا گاهى.
آنگه آن را بيان كرد،گفت: حَدٰائِقَ وَ أَعْنٰاباً ،جمع حديقه،و حديقه فعيله باشد من،احدق بالشيء إذا احاط به،زمينى كه ميان آن رز باشد و گرداگرد آن درختان،آن را حديقه خوانند،پيرامن درختان باشد و ميان انواع انگور.
وَ كَوٰاعِبَ أَتْرٰاباً ،و زنانى پستانها فرود آمده [١]بمانند كعبى [٢]همه به يك شكل و به يك سال.واحدتها كاعب،من باب لابن و تامر.و واحد الأتراب، ترب.قال بشر بن ابي حازم فى الكواكب [٣]:
فهنّ ركود كالكواعب حوله
لهنّ صرير تحت ظلماء حندس
و قد تكعّبت ثدى الجارية،إذا صارت كالكعب.
وَ كَأْساً دِهٰاقاً ،و كأسى پر از خمر.اين قول عبد اللّه عبّاس و حسن و ابن زيد است.سعيد جبير گفت:و مجاهد:پياپى.أبو رافع روايت كرد كه پارسى زبانى ابو هريره را پرسيد كه:«دهاق»چه باشد به پارسى؟جواب داد گفت:دمادم.
عكرمه گفت:صافى.مقاتل گفت:به مقدار كفايت.
لاٰ يَسْمَعُونَ فِيهٰا لَغْواً ،گفت:نشنوند در آنجا -يعنى در بهشت-لغوى، سخنى كه آن را فايده نباشد. وَ لاٰ كِذّٰاباً ،و نه دروغداشتنى.قرائت عامّۀ قرّاء به تشديد است،و كسائى مخفّف خواند،و گفتند:اين قرائت اميرالمؤمنين على است،و اين دو مصدر است تكذيب را [٤].«كذاب»به تخفيف مكاذبه باشد، كالقتال و الجدال،و گفتند:كذب،قال الأعشى:
[١] .كا،آد:باديد آمده.
[٢] .كا،آد،گا:لعبتى.
[٣] .آج،آد،گا:فى الكواعب.
[٤] .در اساس كلمۀ«قومى»آمده امّا روى آن خط كشيده شده است.ديگر نسخه بدلها:قومى گفتند.