روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٤ - ترجمه
دارد.و گفتند معنى آن است كه سه شعبه دارد،يكى از چپ يكى از بالا [١]تا محيط باشد به اين سه جهت به كافران.مجاهد و قتاده گفتند معنى آن است كه:
سايۀ دود دوزخ كه برآيد به سه جهت بشود و آنگه محيط گردد[٤٥-ر]به كافران،چنان كه گفت: أَحٰاطَ بِهِمْ سُرٰادِقُهٰا [٢]،دودى كه دم بازگيرد.
لاٰ ظَلِيلٍ ،نه سايه گسترد. وَ لاٰ يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ ،و سود ندارد و بنگزيراند درفش آتش و منع نكند آن را چنان كه حجاب سايهگستر منع باشد از درفش آتش.
إِنَّهٰا تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ ،يعنى دوزخ مىاندازد به هر درفش [٣]چند كوشكى.
و«شرر»درفش آتش باشد كه از او مىجهد،و اشتقاق او از ظهور است من قولهم:شررت الثوب إذا نشرته للشمس،به بزرگى چند كوشكى باشد.اين قول عبد اللّه عبّاس است و مجاهد و قتاده،و روايتى دگر از عبد اللّه عبّاس آن است كه:«قصر»خرما بن [٤]باشد،يكى را قصره گويند كجمر [٥]و جمرة.
كَأَنَّهُ جِمٰالَتٌ [٦]صُفْرٌ ،پندارى شترانىاند [٧]زرد،و گفتند:سياه بر طريقت عرب كوشك را به شتر تشبيه كرد،چنان كه ايشان شتر را به كوشك تشبيه كنند، قال الأخطل:
كأنّه برج روميّ يشيّده
لز بجصّ و آجرّ و احجار
حمزه و كسائى و خلف خواندند:«جمالة»به كسر«جيم»بى«الف»على انّها جمع جمل،كحجر و حجارة،و يعقوب خواند:«جمالة»به ضمّ«جيم»بى «الف»و باقى قرّاء خواندند:«جمالات»على انها جمع جمالة جمع الجمل فهى إذا جمع الجمع.
[١] .اساس:آج و ديگر نسخه بدلها:يكى از بالا و يكى از راست يكى از چپ.
[٢] .سورۀ كهف(١٨) آيۀ ٢٩.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:درفشى.
[٤] .آج:خرما بنى.
[٥] .آج،آد:كجمره.
[٦] .اساس و ديگر نسخه بدلها:جمالات،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٧] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،كه با توجّه به ضبط كلمۀ«جمالات»جمع معنى شده است.