روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٨ - ترجمه
كنند الّا آنچه دليل از آن منع كند.گويند معنى آن است كه:خداى تعالى مبالغت فرمود در وعد و وعيد،گفت:هركه مثقال ذرّهاى خير بكند در دنيا،جزاى آن ببيند از ثواب،و هركه مثقال ذرّهاى بكند از شرّ،جزاى آن ببيند از عقاب الّا آنچه خداى خواهد كه عفو كند[١٦٦-ر]او را از آن چون مؤمن باشد.امّا كافر [١]چون خيرى كند آن را موقعى نبود براى آنكه ايمان ندارد،و خير نه بر وجه قربت و عبادت كند،پس لفظ«من»را تخصيص بايد كردن به اجماع.
مقاتل گفت:آيت در [٢]دو مرد آمد كه يكى از ايشان دست بداشت از خيرات و گفت:آيتى از قرآن منع مىكند مرا از اين خير،و آن آن است كه گفت:
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلىٰ حُبِّهِ [٣] ،گفت:من اين كسرۀ نان و پارهاى طعام و يك خرما و يك ميويز [٤]دوست نمىدارم،اين را موقع نباشد و مال بسيار ندارند كه بدهند [٥]، منع مىكرد سائلان را.و ديگرى مىگفت:همانا اين گناهان خرد كه ما مىكنيم چون:دروغ و غيبت و نظرت [٦]-كه ايشان پنداشتند كه خرد است-ما را زيان ندارد.خداى تعالى اين آيت فرستاد و بيان كرد كه:هم اين سود دارد،و هم آن زيان دارد،و هم اين را ثواب باشد،و هم آن را عقاب باشد.و به مثقال ذرّهاى حساب خواهد بودن،آنگه اگر درست شود كه آيت بر سببى آمد و در حقّ دو شخص معيّن،منع نكند ازآنكه حكم او عام باشد در ايشان و در ديگر مكلّفان.
امّا«ذرّة»ثعلب را پرسيدند از او،گفت:صد نمله يك حبّه باشد،و ذرّه يكى باشد از صد.بر اين قول تفسير [٧]ذرّه به مورچۀ سرخ كرده است.يزيد بن هارون گفت،گفتهاند:ذرّه را هيچ وزن نباشد،و گفتهاند:چون آفتاب به سوراخى در
[١] .آج:امّا چون كافر،كا،آد،گا:و اگر كافر.
[٢] .آج+حقّ.
[٣] .سورۀ دهر(٧٦)آيۀ ٨.
[٤] .آج:ميوه،كا،آد،گا:مويز.
[٥] .آج،آد،گا.ندارم كه بدهم.
[٦] .كا،آد،گا:نظر.
[٧] .اساس با خطى متفاوت از متن:همه،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.