روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٩ - ترجمه
افتد،آنچه در ميان شعاع آفتاب ببينند از دنه [١]،آن را ذرّه خوانند.و گفتند:ذرّه عبارت است از جزوى كه متجزّى نشود.
و در خبر است كه سعد بن وقّاص [٢]دو خرما[١٦٦-پ]به سايلى داد.او رد كرد.سعد [٣]گفت:ويحك!خداى از [٤]مثقال ذرّهاى قبول مىكند،تو از من دو خرما قبول نمىكنى،و آن را مثاقيل ذرّات در او باشد! المطّلب بن حنطب [٥]روايت كرد كه:رسول-عليه السلام-اين آيت در مجلسى بخواند كه در آنجا اعرابىاى بود.اعرابى گفت:يا رسول اللّه:مثقال ذرّهاى [٦]؟ گفت:بلى،برخاست و مىگفت:وا سوأتاه،واى رسوائيا-و مىگريست!رسول -عليه السلام-گفت:اعرابى را دلش از ايمان با خبر است.
حسن بصرى گفت:صعصعه-عمّ فرزدق-نزديك رسول-عليه السلام- رفت.رسول-عليه السلام-اين سورت بر خواند.چون به آخر رسيد،صعصعه گفت:حسبي من القرآن ما سمعت لا ابالي بعد هذه الآية ان لا اسمع من القرآن شيئا،گفت:مرا از قرآن اين آيت بس است اگر نيز نشنوم [٧]روا باشد [٨].و شاعر گفت:
انّ من يعتدي و يكسب إثما
وزن مثقال ذرّة سيراه
و يجازى بفعله الشّرّ شرّا
و بفعل الجميل أيضا جزاه
هكذا قوله تبارك ربّي
في اذا زلزلت و جلّ ثناه [٩]
[١] .آج:رنه،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:سعد ابو وقّاص.
[٣] .اساس:سعيد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها و قرينۀ لفظى تصحيح شد.
[٤] .آج+ما،كا:خداى ما.
[٥] .آج:عبد المطّلب بن حنطب،كا:مطلّب بن جندب.
[٦] .آج+از ما بگيرند.
[٧] .اساس+نشنوم،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٨] .كا،آد،گا:مرا كفايت باشد.
[٩] .كا،آد،گا+و قال آخر في معناه:اذا قربت ساعة يا لها...،با توجّه به نسخۀ اساس،اين مورد در پايان بحث آمده است.