روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٦ - ترجمه
او را كه چنين مضطرب و مزلزل شده است.
يَوْمَئِذٍ ،آن روز باشد كه حديث كند زمين به اخبار خود.مفسّران گفتند:
يعنى خبر دهد به آنچه بر او رفته باشد و آدميان كرده باشند بر او از خير و شرّ [١٦٥-ر].
أنس مالك روايت كند كه [١]:رسول-عليه السلام-اين آيت بخواند و گفت:دانى [٢]تا به چه [٣]خبر دهد؟گفتند [٤]:اللّه و رسوله أعلم.گفت:خبر دهد به آنچه كرده باشند بر او از خير و شرّ و گواى دهد كه:فلان چنين كرد و فلان چنين كرد در فلان روز [٥]و فلان روز.
عبد الرّحمن بن أبي صعصعه گفت از پدرش كه:من در حجرۀ [٦]ابو سعيد الخدرىّ بودم،مرا گفت:يا بنىّ!چون بانگ نماز كنى در صحرا،آواز بلند بردار كه هيچ جنّى و انسى و حجر و مدر نباشد و الّا بر صدق تو و براى تو گواى [٧]دهد.
راوى خبر گفت:ابو اميّه را ديدم كه در مسجد الحرام در هر بقعهاى نماز مىكرد دو ركعت دو ركعت.گفتند [٨]:چرا چنين مىكنى،بر يكجا بنايستى [٩]؟ گفت:براى آن [١٠]تا روز قيامت براى من گواى [١١]دهد و اين آيت بخواند: بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحىٰ لَهٰا ،يعنى ألهمها،قال الرّاجز:
اوحى لها القرار و استقرت [١٢]
و شدّها بالرّاسيات الثّبّت
يعنى خبر دهد زمين كه خداى او را الهام داد تا سخن گفت و گواى [١٣]دهد.
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:روايت كند كه.
[٢] .كا،آد،گا:دانيد.
[٣] .آج:به آنچه.
[٤] .آج:گفتم.
[٥] .آج:وقت.
[٦] .آج:حجرههاى،كا:حجر.
[١٣] [١١] [٧] .آج و ديگر نسخه بدلها:گواهى.
[٨] .آج و ديگر نسخه بدلها:گفتم.
[٩] .اساس:بنهايستى،ديگر نسخه بدلها:نه ايستى.
[١٠] .آج+كه.
[١٢] .آج،كا،آد:فاستقرّت.