روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥ - ترجمه
عليه السلام-كه او گفت:
كيف انعم و صاحب القرن قد التقم القرن ،گفت:
چگونه لذّت زندگانى دارم و صاحب صور صور [١]در دهن گرفته است منتظر آن تا كى گويند او را كه:دردم.اصحابان [٢]گفتند:يا رسول اللّه،چگونه گوييم [٣]در پناه دادن از آن با خداى؟گفت:بگويى [٤]: حَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ عَلَى اللّٰهِ تَوَكَّلْنٰا [٩-پ].
فَذٰلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ ،آن روز روزى است سخت و دشخوار بر كافران، نه روزى آسان و خوار،گفتند:زرارة بن اوفى قرآن مىخواند.چون به اين آيت رسيد،يكدو بار بازخواند و نعرهاى بزد و جان بداد.
آنگه قديم تعالى گفت: ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً ،رها كن مرا با آنكه [٥]آفريدم او را در شكم مادر تنها بىمال و عددى و عدّتى و اتباعى،آيت در وليد مغيرۀ مخزومى آمد.عبد اللّه عبّاس گفت:او را در قوم خود وحيد خواندندى،بر اين قول بدل باشد از«من»،بدل الكلّ من الكلّ.و بر قول[اوّل] [٦]كه ظاهر دليل او مىكند حال باشد روا بود كه از فاعل بود،و روا بود كه از مفعول.
وَ جَعَلْتُ لَهُ مٰالاً مَمْدُوداً ،و او را مالى دادم با مدد از شتر [٧]و گوسفند زاينده و چون زرع و تجارت.در مبلغ آن خلاف كردند:مجاهد و سعيد جبير گفتند:هزار دينار بود.قتاده گفت:چهار هزار دينار بود.سفيان ثورى گفت:
هزار هزار دينار بود.نعمان بن سالم گفت:مال او زمينى بود.
عبد اللّه عبّاس گفت:نه هزار مثقال سيم بود.مقاتل گفت:بستانى در طايف كه ميوۀ او منقطع نشدى سال تا سال،گفت دليلش قوله: وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ [٨]،
[١] .كا،آد،گا+را.
[٢] .كا،آد،گا:صحابه.
[٣] .كا،آد،گا:چگونه كنيم.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:بگوييد.
[٥] .كا،آد،گا+من.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به آج افزوده شد.
[٧] .آد،گا+گاو.
[٨] .سورۀ واقعه(٥٦) آيۀ ٣٠.