روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤ - ترجمه
گفت:يعنى شيطان را ترك كن.كلبى گفت:يعنى عذاب،و مراد آنكه دور باش از آنچه به او مستحقّ عذاب شوى،و گفتند:دور باش از دنيا كه دوستى او سر هر خطاى است [١]،و گفتند:مخالفت هواى نفس كن.
وَ لاٰ تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ ،حسن بصرى خواند: تَسْتَكْثِرُ ،به جزم:أى على جواب النهى،و اين قرائت بد است براى آنكه به جواب لايق نيست.و أعمش به نصب خواند على تقدير«كى»،المعنى لكى تستكثر.و عامّۀ قرّاء به رفع خواندند.
مفسّران در معنى آيت[٩-ر]خلاف كردند.بيشتر مفسّران گفتند معنى آن است كه:چيزى به كسى مده براى آنكه تا بيش از آن عوض بستانى،قتاده گفت:چيزى به كسى مده براى طمع دنيا.ضحّاك و مجاهد گفتند:اين خاصّ رسول را بود.ضحّاك گفت:با دو گونه است،يكى حلال و يكى حرام.امّا آنكه حلال است هدايا است كه چيزى بدهند تا بيشتر بستانند،امّا آنچه حرام است رباست كه در شرع حرام افتاد،و اوّل را بر سبيل مجاز ربا خواند.حسن گفت:
منّت منه بر خداى به عملى كه كنى كه تو را آن عمل بسيار و بزرگ آيد.
ربيع گفت:عمل خود بسيار مدار كه آن در جنب نعمت خداى حقير است.خصيف از مجاهد گفت:ضعيف مباش ازآنكه عمل بسيار كنى،من قولهم:حبل منين أى ضعيف،دليل اين تأويل قرائت عبد اللّه مسعود است:و لا تمنن ان تستكثر،أى لا تضعف عن استكثار العمل.ابن زيد گفت:به نبوّت منّت منه بر مردمان تا برآن اجرتى بستانى.
وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ ،و براى خداى صبر كن بر اداى رسالت و بر ايذا و رنجهايى كه تو را مىدهند و بر جهاد كافران و بر انواع بليّات،و حمل او بر عموم كردن اولىتر باشد.
فَإِذٰا نُقِرَ فِي النّٰاقُورِ ،چون در صور دمند.عبد اللّه عبّاس گفت از رسول
[١] .كا،آد:كه حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة.