روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٣ - ترجمه
كنم،مىگويم [١]اين تو را و اين مرا.او را بگير كه او از دشمنان است و آن را دست بدار كه او از دوستان است،آنگه بدانند كه بر كنارۀ حوض كوثر بايستم و گروهى را از او بازمىرانم چنان كه در دنيا شتر غريب را از حوض غريب،و آنگه تيغ بر آورد و بزد و او را بكشت و با جاى خود آمد.
اَلَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ،آنكه در او خلاف كردند-اگر قرآن است،بهرى گفتند:سحر است و بهرى گفتند:شعر است،و بهرى گفتند:فسانۀ پيشينگان است،بهرى گفتند:بافتۀ سلمان است و بهرى گفتند:فروبافتۀ اوّلينان است.و اگر رسول بود،بهرى گفتند:ساحر است و بهرى گفتند:كاهن است و بهرى گفتند:شاعر است و بهرى گفتند:ديوانه است.و اگر بعث و نشور است،بهرى گفتند:هست و خواهد بودن و بعضى گفتند:نخواهد بودن.و اگر اميرالمؤمنين على است،بهرى گفتند:امام است و بهرى گفتند:پيغامبر است [٢]و بهرى گفتند:
خداست و بهرى گفتند:[كافر است] [٣].
آنگه حقتعالى گفت: كَلاّٰ ،بر سبيل ردع و زجر كه بدانند اينان [٤]و پس بدانند بر سبيل تأكيد.و گفتند:مراد به ضمير اوّل كافرانند و به دوم مؤمنان.
آنگه به تذكير نعمت و تعداد آن در آمد [٥]،گفت:أ لم نجعل الأرض مهادا، نه ما زمين را به گاهوارۀ شما[٤٩-ر][كرديم] [٦]تا چنان كه كودك در گهواره بخسپد و بياسايد و آرام گيرد،شما همچنين در زمين بيارامى [٧]و قرار گيرى [٨].
وَ الْجِبٰالَ أَوْتٰاداً ،و نه كوهها را به ميخهاى زمين كردهايم تا زمين را دوخته
[١] .كذا:در اساس و آج،ديگر نسخه بدلها:ندارد،چاپ شعرانى(٣٧٠/١١):من گويم.
[٢] .كا،آد،گا:امام است،بعضى گفتند نيست و غلاة و روافضه گفتند پيغمبر است.
[٣] .عبارت«كافر است»را ظاهرا خوانندهاى معتقد از متن محو كرده است،امّا به هر حال با زحمت خوانده مىشود.
[٤] .كا،آد،گا+ثمّ كلاّ سيعلمون.
[٥] .كا:آن گرفت.
[٦] .در اساس نيست،از آج افزوده شد.
[٧] .آد:بياساييد،آج و ديگر نسخه بدلها:بياراميد.
[٨] .آج و ديگر نسخه بدلها:قرار گيريد.