روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠١ - ترجمه
آنگه كه ستارگان را نور ببرند و اثر او ناپديد كنند.و«طمس و طلس»محو اثر باشد.
وَ إِذَا السَّمٰاءُ فُرِجَتْ ،و آنگه كه آسمان را بشكافند تا در او فرج [١]و شكافها پديد آيد [٢].
وَ إِذَا الْجِبٰالُ نُسِفَتْ ،و آنگه كه كوهها را از جاى ببرند.و«نسف»خاك بر باد دادن[٤٣-پ]باشد،و منسف گويند آلت نسف را،و همچنين نسف الحبوب كه بر افشانند تا پاك شود.
وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ ،ابو عمرو خواند:وقتت به«واو»و تشديد«قاف»من الوقت على الأصل.و ابو جعفر خواند:«وقتت»به«واو»و تخفيف«قاف».
و در شاذّ عيسى بن عمر و خالد بن إلياس خواندند:«اقتت»به«الف»و تخفيف«قاف»،و باقى قرّاء خواندند:«اقّتت»به«الف»و تشديد«قاف».و عرب معاقبه كنند ميان«واو»و«الف»:قالوا:وكدت الامر و اكدته،و رخت الكتاب و أرخته،و وشاح و اشاح و وكاف و إكاف،و أحد و وحد.و معنى اقتت، اعلمت وقت الثواب و العقاب،و آنگه كه پيغامبران را اعلام كنند وقت ثواب و عقاب،يعنى در قيامت.
لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ ،براى كدام روز ايشان را مهلت دادهاند!و اين استفهامى است به معنى استعظام،يعنى روز قيامت.
آنگه بيان كرد آن را كه چه روز است،گفت: لِيَوْمِ الْفَصْلِ ،براى روزگار گذاردن و روزى كه فرق و فصل كنند در او ميان سعيد و شقى و ضال و مهتدى و مؤمن و كافر و مثاب و معاقب.
آنگه گفت: وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا يَوْمُ الْفَصْلِ ،و چه دانى تو اى محمّد،و چه اعلام كرده است تو را كه روز فصل چه باشد!و اين هم بر سبيل استعظام و استكبار گفت.
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:فروج.
[٢] .اساس:«پديد»هم خوانده مىشود.