فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٩ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
كه دراين صورت، قتال او مربوط به خود اوست نه خليفه.
گفتم: چنانچه دشمن از نقطه اى كه او مأمور مرزبانى است رخنه كرد چه كند؟ امام فرمود:او [با نبرد خود [از موجوديّت اسلام دفاع مىكند نه از اينها [لشكريان خليفه] چه آن كه ضعف اسلام [حكومت و نظام اسلامى [محو تدريجى دين محمد(ص) را در پى خواهد داشت. (٣٥)
اين روايت به روشنى دلالت دارد كه نبرد، با انگيزه حفظ كيان اسلام و مسلمانان واجب است؛ اگر چه همراه مخالفان و زير پرچم آنها باشد؛ و اين نشانگر اهم بودن حفظ نظام است. از اين رو شيخ طوسى دركتاب مبسوط (٣٦)، علامه حلى دركتاب منتهى ، شهيد اوّل دركتاب دروس و ديگر بزرگان تصريح كردهاند: به هنگام احساس خطر نسبت به اساس اسلام، دفاع از كيان اسلام واجب است؛ هر چند تحت فرماندهى كسى باشد كه منصوب از سوى امام(ع) نيست.
نتيجه: ولايت و حكومت غاصبان مورد قبول نيست. اما هرگاه امر داير باشد ميان وجود نظام(هر چند با ولايت آنها ) و نبود نظام اسلامى، صورت نخست مقدم است. اما اين بدان معنا نيست كه در راستاى خلع غاصبان از مقامشان تلاشى صورت نگيرد؛ بلكه در صورتى كه لطمه اى به اساس نظام وارد نشود بايد دراين راه گام برداشت.
٢. تحمل مخالفان تا جايى جايز است كه جامعه اسلامى با بحران روبه رو نشود. همچنان كه سخنان امير الموءمنين على(ع) گواه روشنى براين مدعاست. حضرت هنگام حركت اصحاب جمل به سوى بصره مىفرمايد:
إن هوءلاء قد تمالوءوا على سخطة إمارتى و سأصبر مالم أخف على جماعتكم فإنّهم إن تمّموا على فيالة هذا الرأى انقطع نظام المسلمين؛ (٣٧)
اينها همگى از خلافت من ناخشنود گشتهاند و من تا هنگامى كه وحدت شما
(٣٥) وسائل، ج١١، ص ١٩، باب ٦، جهاد العدّو و مايناسبه، حديث ٢.
(٣٦)مبسوط، ج٢، ص٨.
(٣٧) نهج البلاغه، دكتر صبحى صالح، ص٢٤٤، خطبه١٦٩.