فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤١ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
او جايز است؟
درپاسخ مىتوان گفت: اگر اسلام و مسلمانان درخطر باشند، چنانچه فرد اسير شده توان پوشيده نگاه داشتن اسرار را داشته باشد، اين كار براو واجب است و اگر قادر نباشد به گونه اى كه اين تكليف، بيشتر از توان او باشد در صورت امكان بايد كارى كند كه قادر به سخن گفتن و افشاى اسرار نباشد و اگر اين هم ممكن نيست بايد با آنها نبرد كند تا كشته شود وا گر تمام اينها ميسر نشد اقدام به خودكشى براى او جايز مىشود؛ چرا كه اين كار، خطر را از اسلام و مسلمانان دور مىسازد و تا هنگامى كه خود، قادر به خودكشى است براى ديگرى جايز نيست او را به قتل برساند.
چنانچه اين كار را انجام نداد، درصورت امكان بايد با وارد كردن آسيب به او، كارى كرد كه زنده بماند؛ البته تنها با اجازه حاكم شرع و اگر حفظ اسلام بسته به قتل اوست، حاكم مىتواند دستور قتل او را صادر كند؛ چرا كه در اين هنگام امر، بين دو محذور قراردارد و از آن جا كه حفظ اسلام مهم تراست، برحفظ جان مأمور تقدم دارد.چنان كه برخى از مسلمانان سپر پاره اى ديگر شده و كشته مىشوند.
اين فرض درآن جايى است كه خطر، احساس مىشود و برطرف ساختن آن تنها از اين راه ممكن است و گرنه اگر خطرى احساس نشود يا كشتن، تنها راه ممكن نباشد، جايز نيست.
البته تاكنون به اين مسأله و حكم آن پرداخته نشده است كه مىبايد درمباحث گسترده تر مورد كاوش قرار گيرد.
دزديدن اسناد و اطلاعات از كفار
آيا ربودن اسناد از كفار داخلى وخارجى براى استفاده اطّلاعاتى جايز است؟
اگر كفار از اهل ذمه و معاهدان باشند، سرقت اسناد جايز نيست؛ زيرا اموال آنها همچون جانشان باعقد ذمه و معاهده، درامان است. اسناد هم جزء اموال آنهاست و تا آن هنگام كه برپيمان ذمه و معاهده پايدار باشند ، ربودن اسناد آنها جايز نيست.