فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٦ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
٣. در وسائل الشيعه به نقل از صدوق و با سند او از امام صادق(ع) و ايشان از پدرانشان از رسول خدا(ص) آمده:
آن كه سرپرستى گروهى را بردوش گيرد، در روز قيامت با دستانى زنجير شده برگردنش، آورده مىشود؛ چنانچه اين كار را به دستور پروردگار[و رضايت او] انجام داده باشد خداوند رهايش مىسازد و اگر ستمكار باشد، در آتش دوزخ افكنده مىشود و چه بد سرانجامى است! (١٠٤)
٤. در دعائم از اميرالموءمنين روايت مىكند:
گريزى از [وجود] حكمران و [تعيين] حقوق، براى او نيست و [نيز] چاره اى از [وجود[ وزير(سرپرست) و [تعيين [دستمزد براى وى نيست... (١٠٥)
غير از اينها روايات گوناگونى وجود دارد كه هم تشويق كننده است و هم هشدار دهنده! ازيك سو با توجه به ضرورت وجود مراقبت و خبرگيرى، در اداره جامعه اسلامى به شيوه درست، امرى است مورد نياز و درخور ترغيب و از سوى ديگر به اعتبار آن كه ممكن است اين امر دستخوش خطر و تجاوز گردد، شايسته پرهيز؛ اگر چه بروز اين حالتها تنها در عرافه(سرپرستى و مراقبت) نيست، بلكه درتمامى مناصب و مسوءوليتهاى عمومى، همين امر جارى و حاكم است و دراين، ترديدى نيست.
ازسوى ديگر، مصلحت گماردن نقيب و عريف پوشيده نيست؛ چه آن كه با وجود اينها، ارتباط ميان مردم و حاكمانشان ورئيس حكومت تنگاتنگ و نزديك مىگردد؛ به گونه اى كه رئيس به سهولت ازحال زير دست خود آگاه مىشود و كاركنان و پايين دستان قادر خواهند بود با رئيس خود درارتباط باشند.
ترغيبات عامّه
ترغيبات عامه بسيار است كه به پاره اى از آنها اشاره مىشود:
(١٠٤) وسائل الشيعه، ج١٢، ص١٣٦، باب ٤٥، مايكتسب به، حديث٦.
(١٠٥) دعائم الاسلام، ج٢، ص٥٣٨.