فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٤ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
در اين جا بود كه پروردگار بر پيامبرش سوره «والعاديات» را تاپايان (٩٦)، نازل فرمود.
ـ ابن سعد در «طبقات» مىآورد:
پيامبر اكرم دستور داد مردم براى جنگ با روم آماده شوند. فرداى آن روز اسامة بن زيد را نزد خود خواند و به او فرمود: به قتلگاه پدرت برو و آنان را براسب باركن. تو را به فرماندهى لشكر مىگمارم... راهنمايانى را همراه خود كن وديده بانان و طلايه داران را پيش از خود روانه كن. (٩٧)
جز اينها موارد ديگرى نيز وجود دارد. از جمله افرادى مانند عاصم بن ثابت و بشر بن سفيان و اميّة بن خويلد كه رسول خدا آنان را به مكه فرستاد تا به تجسّس و كسب خبر در باره قريش بپردازند. (٩٨)
اينها پاره اى از آثار و نصوص فراوانى است كه همگى بر مطلوب بودن تجسّس و گرفتن جاسوس دلالت دارند.
نُقباء و عُرفاء
«نقيب» برابر تصريح لغت شناسان، به معناى گواه و ضامن قوم، و شخصى است كه از احوال آنها آگاه است.
درصحاح است كه نقيب مترادف «عريف» است و آن ، همان گواه و ضامن قوم است. (٩٩) عريف نيز هم معناى نقيب است؛ و او كسى است كه در رتبه، پس از رئيس قرار دارد. (١٠٠)
(٩٦) نورالثقلين، ج٥، ص٦٥٢.
(٩٧) طبقات، ابن سعد، ج٢، ص١٩٠.
(٩٨) التراتيب الاداريه، ج١، ص٣٦١ـ٣٦٣، به نقل از كتاب ولايت فقيه، ج٢، ص٥٦٤.
(٩٩) صحاح اللغه، ج١، ص٢٢٧، مادّه «نقب».
(١٠٠) همان، ج٤، ص١٤٠٢، مادّه «عرف».