فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٢ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
عباس پيش از فتح خيبر، مسلمان شد اما مسلمان بودن خود را پوشيده مىداشت و اخبار مشركان را براى رسول خدا مىنوشت؛ پيامبرهم خطاب به او[درنامه اى] نگاشت: بودن تو در مكه بهتر و سودمندتر است. (٩٠)
ـ ابن هشام درباره غزوه خندق چنين روايت مىكند:
آن گاه كه خبر اختلاف و ناسازگارى لشكريان، به رسول خدا رسيد و خداوند يكپارچگى آنان را به پراكندگى بدل ساخت، پيامبر حذيفة بن يمان را فراخواند و او را به سوى ايشان گسيل داشت تا ببيند سپاهيان در شب چه كردهاند ....
...حذيفه مىگويد: آن گاه رسول خدا روبه سوى ما نمود وفرمود: چه كسى حاضر است برخيزد واز حال لشكر جويا شود و سپس بازگردد؟
هيچ يك از حاضران از ترس خطر فراوان و شدت گرسنگى و سرما برنخاست.
آن گاه كه هيچ كس از جاى خود تكان نخورد! رسول خدا مرا فراخواند و درآن هنگام چاره اى جز برخاستن برايم نبود. پيامبر فرمود: اى حذيفه! برو وارد لشكر شو ببين چه مىكنند، به هيچ روى چيزى [ازماجرا] را بازگو مكن تا نزد ما بيايى.... (٩١)
و كوتاه سخن آن كه حذيفه رفت و از آنچه مىخواست آگاه شد و پيامبر را از آن با خبر ساخت.
ـ واقدى درنقل ماجراى غزوه خندق مىنويسد:
پيامبر اكرم(ص)، خوّات بن جبير را فراخواند و [به او] فرمود به سوى بنى قريظه برو و ببين آيا جايى هست كه از آن بى خبر باشند يا رخنه اى هست كه نفوذ پذير باشد تا مرا از آن با خبرسازى. (٩٢)
(٩٠) التراتيب الاداريه، ج١، ص٣٦٣، به نقل از كتاب ولايت فقيه، ج٢، ص٥٥٩.
(٩١) سيره ابن هشام، ج٣، ص٢٤٢ـ٢٤٤.
(٩٢) المغازى، ج٢، ص٤٦٠.