فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩١ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
قريش در «وطاء» فرود آمدند.[اين جا بود كه] انس و موءنس نزد پيامبر شتافتند و ايشان را از اين رخداد آگاه كردند. (٨٧)
ـ مغازى نيز در روايت غزوه احد مىنگارد:
هنگامى كه قريش فرود آمدند، آرام و قرار گرفتند و آسوده خاطر گشتند؛ رسول خدا حبّاب بن منذر بن جموح را به سوى آنها [لشكر قريش] روانه كرد. او نيز [پنهانى] در ميان آنها وارد شد و امكانات آنها را ارزيابى كرد و با تيز بينى، از تمامى آنچه مىخواست آگاه شد.[البته] پيامبر حبّاب را در نهان و دور از چشم ديگران فرستاد و به او فرمود: در حضور هيچ يك از مسلمانان خبرها را به من نرسان؛ مگر آن كه دشمن را كم و ناتوان ديده باشى. حبّاب بازگشت و پنهانى پيامبر را با خبر ساخت. (٨٨)
ـ ابن هشام دربيان غزوه احد و پس از نقل به حركت درآمدن قريش مىنويسد:
آن گاه رسول خدا، على بن ابى طالب را روانه نمود و به او فرمود: در پى آنها برو و ببين چه مىكنند و چه در سردارند.چنانچه اسبها را كنار گذارده و بر شتران سوار گشتهاند بى ترديد آهنگ مكّه دارند و اگر براسبها سوار شدهاند و شتران را به دنبال خود مىكشند بى گمان راه مدينه را در پيش گرفتهاند. سوگند به خداوندى كه جانم به دست اوست چنانچه آهنگ مدينه داشته باشند، به سوى آنها مىشتابم و پيكار سختى با آنان خواهم كرد.
على(ع) مىگويد: درپى آنها به راه افتادم تا بدانم چه مىكنند. ديدم اسبان را واگذارده، برشتران، سوار گشته و راه مكه را در پيش گرفتهاند. (٨٩)
ـ دركتاب «تراتيب الاداريه» به نقل از كتاب «استيعاب» و در باره روايات مربوط به عباس بن عبدالمطلب عموى رسول خدا آمده:
(٨٧) المغازى، ج١، ص٢٠٦و٢٠٧.
(٨٨) همان، ج١، ص٢٠٧و٢٠٨.
(٨٩) سيره ابن هشام، ج٣، ص١٠٠.