فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٠ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
داشت تا در باره قافله به كسب خبر بپردازند.
آن دو در «نخبار» بر«كشد جهنى» وارد شدند وى آن دو را فرود آورد و پناه داد. آنها درنهان نزد او ماندند تا كاروان [از آن جا] گذشت... آن دو به كاروانيان و بارآنها چشم دوخته بودند كه افراد قافله گفتند: اى كشد! از جاسوسان محمد(ص) كسى را نديدى؟ گفت: پناه برخدا! جاسوسان محمد كجا و نخبار كجا! پس از آن، كاروان شبانگاهان به حركت خود ادامه داد؛ اما طلحة بن عبيداللّه و سعيد بن زيد تا صبح همان جا ماندند سپس بيرون رفتند. كشد، نيز درحالى كه مراقب آنها بود به راه افتاد....
در «تربان» به پيامبر رسيدند و ماجرا را به آگاهى ايشان رساندند... پس از آن، كشد ، نيز بر پيامبر وارد شد و خبر داد كه آنها را پناه داده است. رسول خدا نيز براى او عمرى دراز همراه باسلامتى آرزو كرد.... (٨٥)
روايت بيانگر آن است كه وجود عامل نفوذى درميان دشمن و گماردن جاسوس براى آگاهى از اقدامات دشمن ـ هرچند درامور اقتصادى ـ امرى جايز، بلكه لازم وواجب است.
ـ درصحيح مسلم از زبان انس بن مالك روايت شده :
رسول خدا «بسيسه» را جاسوس خود قرارداد تا در باره كاروان غلّه ابوسفيان كسب خبر كند. (٨٦)
اين روايت نيز نشانگر گماردن جاسوس نسبت به تحركات دشمن است هرچند اين تحركات در امور اقتصادى باشد.
ـ واقدى دربيان ماجراى غزوه احد مىنويسد:
پيامبر اكرم(ص) شب پنج شنبه انس و موءنس پسران فضاله را پيش فرستاد. آن دو در «عقيق» به قريش برخوردند و همراه آنها حركت كردند؛ تا آن كه
(٨٥) المغازى، ج١، ص١٩و٢٠.
(٨٦) صحيح مسلم، ج٤، ص١٥٨، كتاب الاماره، باب٤١، حديث١٩٠١، موءسسه عزّالدّين.