فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٨ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
امام در پاسخ ابوالاسود دوءلى فرمود: كسى چون توست كه امام و امت را خيرخواه است و امانت را پاس مىدارد و پيشوا و راهنما به حق و راستى است... پس هرگاه به چيزى برخوردى كه درنگ درآن، به صلاح امت است مرا بى خبر مگذار كه تو شايستگى آن را دارى و [ازآن بالاتر]حقّ واجب خداوند برتو است. (٨١)
اين روايت نشان دهنده پذيرش و خشنودى اميرالموءمنين از خبررسانى [پنهانى] جانشين عبدالله بن عباس و برانگيختن او به اين كار است؛ بلكه اين كار را امرى لازم شمرده است. از اين رو برمعاونان مسوءولان است كه چشم دار مهتران باشند و اشتباههاى آنان را گزارش دهند.
ط) على(ع) به قثم بن عباس ـ كارگزارش در مكه ـ مىنويسد:
جاسوس ما درمغرب درنامه اى به من خبرداده كه گروهى از اهل شام، كوردل، سخن نافهم و دور از درك و بينش به سوى موسم(مناسك حج) فرستاده شدهاند؛ آنهايى كه حق را با ردايى از باطل مىپوشانند. با تمام توان چون كوهى از خرد و دور انديشى بپاخيز! (٨٢)
ى) ابن ابى الحديد از كتاب غارات روايت مىكند:
معاويه به دروغ نامه اى را به قيس بن سعد نسبت داد و آن را براى شاميان خواند. از آن پس درسراسر شام اين خبر پراكنده شد كه قيس با معاويه سازش كرده است. جاسوسان على بن ابى طالب(ع) وى را از اين ماجرا آگاه ساختند. حضرت از او به بزرگى و شكوه ياد كرد و[ازاين رخداد [ابراز شگفتى نمود..... (٨٣)
(٨١) جمهرة رسائل العرب، ج١، ص٥٨٨؛ نهج السعاده، ج٥، ص٣٢٤؛العقد الفريد، ج٤، ص٣٥٥، دارالكتاب؛ فتوح، ابن اعثم، ج٤، ص٧٤.
(٨٢) نهج البلاغه، ص٤٠٦و٤٠٧، نامه٣٣.
(٨٣) شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج٦، ص٦٢.