فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٢ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
براى آن دسته از كارگزارانم كه هم اكنون با من هستند و مأموريتشان درميان آنها(گريختگان) است، نامه اى خواهم نوشت.
آن گاه نامه اى دريك نسخه به اين مضمون براى كارگزاران نگاشت و فرستاد: از بنده خدا، على اميرالموءمنين به هركارگزارى كه اين نامه بر او خوانده مىشود: و امّا افرادى از ما كه شمارى نيز به دنبال آنها هستند، گريختهاند؛ به گمان ما به سمت شهرهاى بصره حركت كردهاند. از ساكنان شهر خويش پيرامون آنها پرس و جو و تحقيق كن و درهر ناحيه از سرزمينت جاسوسهايى بر آنان بگمار. از آن پس هرخبرى از آنان به دست آوردى، براى من بنويس.والسلام. (٦٧)
١٤. امام على(ع) به كعب بن مالك مىنويسد:
اما بعد، مراقب رفتارت باش؛ به همراه شمارى از يارانت حركت كن تا به سرزمينى برسى كه داراى روستاهاى بسيار است. پيرامون [عملكرد] كارگزاران كاوش و تحقيق نما و رفتار آنها را با مردم در منطقه ميان «دجله» و «عذيب» به دقت زير نظر بگير. آن گاه به «بهقباذات» برگرد و تقويت آن را سرلوحه كار خود قرارده و در آنچه خداوند تو را ولايت و قدرت بخشيده ، درراه بندگى و طاعت او به كار گير... درستى و راستى در كار را به من نشان ده. (٦٨)
براساس اين روايت مىتوان براى نظارت بركارگزاران، جاسوس گمارد.
١٥.ابن ابى شيبه دركتاب خود از قول ابوالجهم قرشى نقل مىكند:
پدرم نقل كرد: «درباره من خبرى به على رسيد و او چند تازيانه بر من زد» بعد ازاين ماجرا و پس از چندى، به حضرت خبر رسيد كه معاويه نامه اى براى او نوشته است. امام دو تن را براى تفتيش خانه او فرستاد. آنان نامه را
(٦٧) شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج٣، ص١٢٨ـ١٣٠، دارالكتب العلميه.
(٦٨) تاريخ يعقوبى، ج٢، ص٢٠٤و٢٠٥، دارصادر.