فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٧ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
برموءمن ديگر دارد با او همراه خواهم بود. اما اگر كسى را بيابم كه از لشكريان فاصله گرفته از حال او جويا مىشوم؛ اگر عذرى داشت آن را مىپذيرم ولى اگر عذرى[قابل قبول] نيابم، به حكم پروردگار كه برتمامى شما جارى و نافذ است گردنش را خواهم زد تا حرم خداوند را از منافقان پاك كنم. (٥٦)
در اين جا عتاب، تفتيش را به خدا و رسول مستند نموده؛ چرا كه مىگويد: اين حكم از جانب پروردگار نازل گرديده است. دقت كنيد. افزون براين، عتاب منصوب خاصّ پيامبر است از اين رو هرگاه به چنين كارى دست يازد، عدم نهى پيامبر، خود درحكم تقرير است.
البته اين روايت درخصوص تفتيش منافقان و جدا نمودن آنان ازميان ساير موءمنان است.
٦. سيره و روش پيامبر برآن بود كه از حال اصحابش جويا مىشد و پيرامون اوضاع مردم از آنها پرسش مىكرد؛ كار نيك را نيكو مىشمرد و آن را تقويت مىكرد و كار زشت را قبيح مىشمرد و سست مىانگاشت. (٥٧)
تذكر: سوءال پيامبر از امورى بود كه ميان مسلمانان آشكار بود نه از آنچه پوشيده مىماند. بنابراين ميان اين روايت و بحث ما ارتباطى وجود ندارد.
٧. پيامبر اكرم از بازار مدينه مىگذشت به غذايى برخورد. رو به سوى صاحب آن نمود و فرمود: «غذاى تو را خوراكى بس پاك و پاكيزه مىبينم.» آن گاه از قيمت آن سوءال فرمود. خداوند عزّوجلّ به آن حضرت وحى فرمود دستش را درآن غذا فرو كند. حضرت چنين كرد. اما غذايى پست بيرون آورد. آن گاه روبه سوى صاحب طعام نمود و فرمود: «تو را فردى مىبينم كه خيانت و ناخالصى را براى مسلمانان فراهم نموده اى.» (٥٨)
(٥٦) بحار الانوار، ج٢١، ص١٢٢ تا ١٢٤.
(٥٧) همان، ج١٦، ص١٥١.
(٥٨) وسائل الشيعه، ج١٢، ص٢٠٩ و ٢١٠، باب ٨٦، مايكتسب به، حديث ٨.