فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٧ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
جاسوس آن است كه در بردارنده اخبار فتنه انگيز باشد؛ تحسّس يعنى درنهان گوش فرا داد و درامور نيكو كسب خبر كرد و تجسّس يعنى درامور فتنه انگيز، كسب خبر كرد.
امّا اين نظر، بى اشكال نيست؛ زيرا شاهد مدعاى وى، بيشتر از اين دلالت ندارد كه تجسّس كسب خبر از لغزشها و زشتىهاى پنهانى است؛ چنان كه تحسّس جستجوى نيكىها و خصلتهاى با ارزش است.
اما اين مطلب ارتباطى با انگيزه شخص خبرگير ندارد كه با چه قصدى(خير يا شرّ ) به دنبال خبر مىگردد و به عبارت ديگر، اساس تفاوت درمطلوب(خبرهاى كسب شده) است نه در انگيزه طلب.
چكيده اين بحث: «تجسّس» كاويدن و جستجوى نهان امور است؛ خواه براى خود باشد يا ديگرى؛ به انگيزه شرّ وفساد باشد يا به قصد خير؛ از امور بد باشد يا امور نيك.
اقسام و موارد تجسّس
تجسّس از اين نظر كه در بردارنده مصالح است يا خير، متفاوت و برچند قسم است:
١. به صرف آگاهى از احوال اشخاص و بدون انگيزه عقلايى انجام شود.
٢. با نيّتى فاسد چون هتك، پراكندن فحشا و آزردن موءمنان انجام گيرد.
٣. با قصد و انگيزه اى سالم صورت پذيرد؛ كه خود به دو قسم منشعب مىگردد:
الف) غرض و هدفى لازم و ضرورى درميان باشد؛ مانند حفظ حكومت در قبال رخنه كافران و منافقان؛ جلوگيرى از گسترش انواع فساد اجتماعى: اخلاقى، ظاهرى يا مالى؛ برطرف ساختن زمينههاى گمراهى وانحراف از جوامع اسلامى؛ آگاهى از چگونگى كاركرد كارگزاران حكومت؛ با خبر شدن از وجود اختلاس وارتشا؛ آگاهى از وضعيت نيروها و تجهيزات دشمن و....
ب) هدفى راجح و با ارزش(غير لازم) درميان باشد؛ مانند يافتن افراد صلاحيت دار براى اعطاى مناصب شايسته به آنها؛ آگاهى از دانشهاى روز؛ به دست آوردن ميزان