فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٥ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
عيوب است و «تحسّس» گوش فرا دادن است. و نيز گفته شده: هردو به يك معنا به كار مىروند: اخباريابى.
از اخفش نقل شده:
ليس تبعد التجسّس ـ بالجيم ـ عن التحسّس ـ بالحاء ـ لان التجسّس البحث عمّا يكتم عنك و التحسّس ـ بالحاء ـ طلب الاخبار و البحث عنها و هنا قول ثان في الفرق أنّه بالحاء تطلّبه لنفسه و بالجيم أن يكون رسولا لغيره قاله ثعلب؛
معناى «تجسّس» با «تحسّس» تفاوت زيادى ندارد؛ زيرا تجسّس، فحص از چيزى است كه برتو پوشيده مانده است و تحسّس، به دنبال اخبار و در جستجوى آن بودن است.
ثعلب بر اين باور است كه رأى ديگرى در اين جا وجود دارد كه ميان اين دو تفاوت مىگذارد؛ چرا كه در تحسّس، شخص خبرها را براى خود مىخواهد اما در تجسّس، فرد خبرگير، اخبار را براى ديگرى مىخواهد و فرستاده اوست.
قرطبى دركتاب تفسير خود، پس از نقل سخن منسوب به اخفش، مىگويد: نظر اوّل ـ عدم تفاوت ـ معروف تر است. (٨)
درمجموع به دست مىآيد كه «تجسّس» در لغت و عرف اختصاص به خبريابى براى ديگران ندارد بلكه اعمّ از آن است.[خبرگيرى براى خود يا ديگرى] چنان كه درلسان العرب، از باورمندان به اين اختصاص، با لفظ «قيل» ياد شده است[كه نشانه ضعف آن است.] آرى، وجود اختصاص(كسب خبر تنها براى ديگران) درخصوص لفظ «جاسوس» بعيد نيست.
از سوى ديگر، ظاهر عبارت مصباح المنير و كلام منسوب به اخفش اين است كه تجسّس منحصر درعيوب و بدىها، و تحسّس تنها جستجوى خوبىها و امور خير نيست و چنين انحصارى درمعناى اين دو واژه وجود ندارد. به نظر مىرسد صاحب لسان العرب نيز
(٨) الجامع لاحكام القرآن، ج١٦، ص ٣٣٣.