فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٣ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
لحيانى مىگويد: «تجسّست فلانا و من فلان » يعنى پيرامون او جستجو كردم همانند «تحسّست».
ظاهر اين سخن نشان مىدهد ميان معناى لغوى «تجسّس» و «تحسّس» تفاوتى نيست.
صاحب مصباح المنير مىگويد:
جسّه بيده جسّا من باب قتل، واجتسّه ليتعرّفه، و جسّ الاخبار و تجسّسها تتبّعها، و منه الجاسوس لانّه يتتبّع الاخبار و يفحص عن بواطن الامور؛ (٢)
«جسّه بيده جسّا » كه از باب قتل يقتل مىباشد و نيز «اجتسّه» يعنى براى شناسايى، وارسى كرد. «جسّ الاخبار و تجسّسها» يعنى دنبال نمودن و پى گيرى خبرها. جاسوس نيز از همين باب است؛ زيرا در جستجوى خبرها و كنكاش از درون امور است.
از ظاهر اين توضيح، بر مىآيد كه تجسّس تنها پى گيرى زشتىهاى پنهانى نيست [بلكه اعم از آن است.]
دركتاب مقاييس اللغه درمعناى «جسّ» مىنويسد:
هو تعرّف الشيء بمسّ لطيف، و الجاسوس فاعول من هذا؛ لانّه يتخبّرما يريده بخفآء و لطف؛ (٣)
«جسّ» شناخت چيزى با دريافت نامحسوس و ظريف است. جاسوس ـ بروزن فاعول ـ نيز از همين باب است؛ زيرا او هر خبرى را كه بخواهد به آرامى و بى سر و صدا به چنگ مىآورد.
جوهرى در صحاح مىنويسد:
جسست الاخبار و تجسّستها أي تفحّصت عنها و منه الجاسوس. و حكي عن الخليل: الجواسّ: الحواسّ. (٤)
(٢)مصباح المنير، ج١، ص١٢٥، ماده«جسّس».
(٣)معجم مقاييس اللغه، ج١، ص٤١٤، ماده «جسّ».
(٤)صحاح، ج٣، ص٩١٣، ماده «جسّس».