فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤١ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت آیت الله محمّد موءمن
بى ترديد ظاهر معناى جمله ـ چنان كه اشاره كرديم ـ اين است كه گردانندگان جهاد و كسانى كه به دستور آنها جهاد صورت مىگيرد، بايد داراى اين اوصافى كه درآيه آمده، باشند؛ نه اين كه همه افراد لشكر بايد داراى آن صفات باشند؛ زيرا اضافه بر اين كه اين معنا خلاف مفهوم عبارت است، لازمه اش اين مىشود كه براى كلام امام مصداق و موردى پيدا نشود؛ زيرا بعيد است همه سپاه اسلام براى هميشه داراى تمامىآن صفتها باشند.
خلاصه، بى شك از ظاهر حديث مىفهميم عمده و مهم اين است كه فرمانده يا فرماندهان قواى مسلح كه فرمان جهاد را صادر مىكنند، بايد داراى اين صفات باشند. بر اين اساس جواب امام(ع) اين بوده است كه وقتى عهده دار جهاد داراى اين صفات باشد، جهاد با او بهتر و برتر ازحج است و آن وقت كنار گذاردن حجّ و رو آوردن به جهاد جايز مىشود.
اشكال: اين روايت نسبت به شرايط وجوب جهاد وخصوصيات گردانندگان آن اطلاق ندارد تا اين كه دلالت كند براين كه موضوع كلى براى تجويز جهاد، تحقق اين صفات است؛ زيرا امام(ع) درمقام بيان آن خصوصيات نيست تا اين روايت نسبت به آنها اطلاق داشته باشد؛ بلكه ايشان درمقام ردّ عباد بصرى و درمقام احتجاج، به آيه اى استناد مىكند كه بايد آن را بپذيرد. پس مقام، مقام بيان وجه ترك جهاد همراه با ستمگران و نفى برترى جهاد دركنار آنها از حج است، نه مقام بيان همه خصوصيات جواز يا وجوب جهاد. پس اين روايت اطلاقى ندارد تا به آن تمسك شود به ويژه كه پرسش كننده از مخالفانى بوده است كه امامت آن بزرگواران را قبول ندارند. با فرض شرط عصمت در رهبرى جهاد، پرسش كننده، از امام(ع) قبول نمىكرد. اين بوده است كه امام درجوابش به چيزى كفايت كرده كه لازم بوده با آن جواب بگويد و اين كه بر پا دارندگان جهاد داراى اين صفات نيستند.