فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٨ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت آیت الله محمّد موءمن
أكره أن ادع علمي إلى جهلهم. (٣٢)
امام صادق(ع) به من فرمود: اى عبدالملك! چرا نمىبينم به اين جاهايى كه همشهريان تو مىروند بروى؟ عرض كردم: كجا؟ فرمود: جدّه، عبّادان، مصيصه و قزوين. عرض كردم: به جهت انتظار فرمان شما و پيروى از شما. حضرت فرمود: بلى، به خدا قسم اگر رفتن به اين شهرها خوب بود برماپيشى نمىجستند. عرض كردم: زيديّه مىگويند: ميان ما و جعفر اختلافى نيست جز اين كه او جهاد را جايز نمىشمرد. فرمود: من جايز نمىشمرم؟! واللّه، من جايز مىدانم؛ اما دوست ندارم علم و آگاهى خود را ترك كرده و در پى نادانى آنها باشم.
دلالت اين خبر چنين است كه اگر چه احتمال دارد مراد از محلها در كلام امام(ع) جايگاه آمادگى و بسيج بوده است ـ همان گونه كه صحيحه عبدالله بن مغيره سابق شايد برآن گواهى داشته باشدـ اما نقل گفته گروه زيديه درحق آن حضرت درپايان اين حديث، دلالت مىكند براين كه اين شهرها درزمان صدور حديث، محل جهاد با دشمنان بوده است و اين كه راوى مىگويد: «منتظر فرمان شما و پيرو شما هستم»و تأييد امام(ع) كه:«اگر رفتن به آن جاها خوب بود برما پيشى نمىگرفتند» دلالت دارد براين كه پيش از ظهور حكومت امامان در جهاد خير و مصلحتى نيست و اين كه به طور مطلق خير بودن جهاد نفى شده ـ با اين كه جهاد از بهترين واجبات است ـ اين عرفا دليل برنفى مشروع بودن جهاد است تا وقتى حكومت ائمه آشكار شود واز آنها پيروى شود.
اين خبر هم همان اشكال خبر پيشين را دارد. تقريرى كه از كلام امام(ع) استفاده مىشود اطلاقى نسبت به دولتى كه از طرف امامان امضا شده حتى اگر رهبرى آن به دست فقها يا موءمنان صالح باشد، ندارد.
روايتهاى مذكور، ادلّه عمده اى است كه برشرط بودن اذن امام معصوم در جهاد ابتدايى با آنها استدلال شده يا ممكن است استدلال شود بر پايه اين ادله، جهاد ابتدايى
(٣٢) وسائل، باب١٢، از ابواب جهاد عدوّ، ح٢؛ كافى، ج٥، ص١٩.