فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت آیت الله محمّد موءمن
هكذا في فسطاطه ـو جمع بين السبّابتينـ و لاأقول هكذا ـو جمع بين السبّابة والوسطىـ فان هذه أطول من هذه؛ فقال أبوالحسن(ع): صدق. (٢٤)
محمد بن عبداللّه به امام رضا(ع) عرض كرد: پدرم از پدرانش برايم نقل كرد كه او به بعضى از آن بزرگواران گفت: در شهرهاى ما محلى به نام «قزوين» است كه درآن خود را براى جهاد آماده مىكنند و درمحلى به نام «ديلم» دشمنان هستند. آيا اجازه جهاد يا اجازه آمادگى براى جهاد هست؟ حضرت فرمود: اين خانه را داشته باشيد و به قصد زيارت به سوى آن برويد. او دوباره همان حرف را تكرار كرد؛ حضرت فرمود: اين خانه را داشته باشيد و به طرف آن سفر كنيد، آيا يكى از شما دوست ندارد كه درخانه اش باشد، برعيالش از دسترنج خود خرج كند و منتظر فرمان ما باشد؟ اگر چنين كند مثل كسى مىشود كه درخدمت رسول خدا در بدر حاضر بوده است. اگر درحال انتظار دستور بميرد مثل كسى است كه با قائم ما درخيمه آن حضرت جان داده باشد.(آن وقت دو انگشت سبابه و ميانى خود را به هم چسباند و فرمود:) نمىگويم اين طور مىشود.(آن گاه انگشت سبابه و انگشت ميانى خود را به هم چسباند و فرمود:) زيرا اين انگشت از اين يكى بلندتر است. امام رضا(ع) فرمود: راست گفته است.
دركافى با سند صحيح از بزنطى از محمد بن عبدالله مثل اين روايت را آورده است:
قلت للرضا(ع): إن أبي حدثني عن أبائك(ع) انّه قيل لبعضهم ان في بلادنا...الحديث؛ (٢٥)
به امام رضا(ع) عرض كردم: پدرم از پدران شما براى من نقل كرد كه به بعضى از آن بزرگواران گفته شد كه درمحل ما....
دلالت اين حديث برجايز نبودن جهاد با غير امام معصوم(ع) چنين است كه پرسش
(٢٤) كافى، ج٥، ص٢٢، ح٢؛وسائل، باب١٢ از ابواب جهاد با دشمن، ح٥.
(٢٥)كافى، ج٤، ص٢٦٠، ح٣٤؛ وسائل، باب ٤٤ از ابواب وجوب حج، ح١.