فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧٠ - نگرشى به فقه شيخ طوسى (٤) سيدمهدى طباطبايى
مشكلى ندارد، حمل بر استحباب شود.
اين مبنا بعدا مورد نقد ديگران واقع شده و رفته رفته طرق ديگرى جايگزين اين روش جمع مىشود.
اجماع
شيخ طوسى همان روشى را دراستدلال به اجماع برمى گزيند كه استادش سيّد مرتضى آن را پرورش داد و ترويج كرد. از اين رو چه بسا در احكام شاذّ و نادر نيز به اجماع استدلال مىكند.
اجماعهاى شيخ به طور عمده دليلى است كه وى در برابر اقوال عامّه ارائه مىكند و رفته رفته در فقه غير تطبيقى نيز جا باز كرده و مستند حكم مىشود. البتّه در كتابهاى فقهى شيخ غير از خلاف ومبسوط كمتر به آن برمى خوريم و دليل ما برمطلب فوق آن است كه وى در تهذيب ـ كه شرح استدلالى مقنعه شيخ مفيد است ـ اجماع را از جمله ادلّه احكام ذكر نمىكند و درمقدّمه كتاب تصريح مىكند كه بر هريك از فروع و مسألههاى فقهى مقنعه، از ميان آيات و روايات، دليل مربوط را ذكر خواهد كرد. (١٤)
بنابراين جا دارد با تأمّل بيشتر، اجماعهاى منقول شيخ مورد استناد واقع شود، اگرچه فقيهان مكتب بهبهانى و بعد از آن، بسيار بدان توجّه داشته و آن را مورد استناد قرار مىدهند.
(١٤) همان ، ج١، ص١، مقدّمه موءلّف.