فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت آیت الله محمّد موءمن
سپس استدلال احمد به خبر ابو هريره را تضعيف كرده و تعارض اين استدلال را با قرآن ياد آور شده و درادامه مىنويسد:
نوع دوم جهاد، هجوم دشمن به مسلمانان است. دراين صورت ازنظر گروهى از علما، جهاد واجب عينى و در نظر عدهاى ديگر، واجب كفايى است. (٨)
در فصل ششم همان بحث گويد:
معمولا فقها بحث امامت را در اين جا ذكر مىكنند تا امامىكه پيروى از او واجب و شورش كننده عليه او باغى(سركش) شمرده مىشود، شناخته شود. اما اين بحث، فقهى نيست؛ بلكه كلامىاست و لازم است بيان كوتاهى را دراين زمينه ياد آور شويم. درامام چند چيز شرط است:... امام به عقيده شيعه بايد معصوم باشد.
سپس براى شرط عصمت امام استدلال كرده و بعد مىنويسد:
شرط ديگر اين كه برامام بودن او از طرف خداوند يا از طرف پيامبر يا از سوى امام به نقد از خدا و پيامبر، تصريح شود؛ زيرا عصمت از امور پنهان است و آگاهى برآن امكان پذير نيست. (٩)
عبارت مرحوم علامه حلّى دراول كتاب جهاد صراحت دارد كه اذن امام يا نماينده خاص امام درجواز جهاد شرط است و عبارت ايشان در فصل ششم بيانگر مراد از «امام» است. وى به روشنى گفته است كه درامام تصريح برامامت و معصوم بودن او شرط است و اين معنا فقط درامام معصوم تحقق پيدا مىكند.
حاصل سخن علامه اين است كه جهاد ابتدايى بدون اذن امام يا اذن كسى كه امام او را نصب كرده باشد، جايز نيست.
٧. دركتاب منتهى دربحث چهارم كتاب جهاد گفته است:
(٨) تذكره، ج١، ص٤٠٦.
(٩)همان، ص٤٥٢-٤٥٣.