فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت آیت الله محمّد موءمن
امام معصوم(ع) باشد.
٤. محمد بن ادريس حلّى درباب جهاد كتاب سرائر مىنويسد:
جهاد با چند شرط واجب مىشود: امام عادل و دادگرى كه بدون امر او و وجود او جهاد جايز نيست، درميان مردم ظاهر و آشكار باشد يا كسى كه امام او را به سرپرستى امور مسلمانها درخصوص جهاد تعيين كند حاضر باشد و او مسلمانها را به جهاد فرا خواند. درآن صورت جهاد برآنها واجب است؛ اما وقتى كه امام در ميان مردم ظاهر نباشد يا منصوب امام حاضر نباشد جهاد با دشمن جايز نيست.... (٧)
ظاهر عبارت وى اين است كه وجود امام معصوم شرط جواز جهاد است. او با صراحت مىگويد كه جواز جهاد به اذن امام و دستور او بستگى دارد و چون صفت «ظهور» را براى امام ذكر كرده است و كلمه «ظهور» مقابل كلمه «غيبت» است ـ قبلا هم گفتيم كه ظهور و غيبت فقط درمورد امام معصوم به كار مىرود ـ به كمك اين قرينه عبارت ايشان دلالت دارد بر اين كه درجهاد ابتدايى حضور امام معصوم شرط است، و اين برداشت ما منافاتى با اين ندارد كه ايشان امام و منصوب امام را درمقابل يكديگر ذكر كرده است؛ زيرا منصوب امام، مطلق ذكر نشده بلكه مقيّد به اين قيد است كه براى جهاد نصب شده باشد.
كاملا روشن است نصب كسى براى تحقق جهاد درصورتى امكان پذير مىشود كه امام عادل، صاحب اختيار و فرمانروا باشد. بنابراين كسى كه از طرف امام نصب مىشود ناچار بايد درزمان خود امام(ع) باشد.
خلاصه كلام ابن ادريس اين است كه شرط جهاد ابتدايى، اذن امام معصوم(ع) است و بايد خود امام يا منصوب امام دست اندركار جهاد باشد.
عبارت سرائر با عبارت نهايه از لحاظ ظهور با هم فرق دارند؛ اگر چه عبارت ابن ادريس عينا از نهايه اقتباس شده است.
(٧) سرائر، ج٢، ص٣-٤.