فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت آیت الله محمّد موءمن
ظهور داشته باشد... وقتى امام ظهور نداشته باشد فضيلتى ندارد» با آنچه گفتيم منافات ندارد. برخى پنداشتهاند منحصر دانستن استحباب اين كار به زمان حضور، قرينه است كه مراد از نصب درعبارت قبلى ايشان نصب خاص است.
وجه عدم منافات اين است كه مىتوان ادعا كرد «ظهور امام» درعبارت ايشان تعبيرديگرى است از اين كه امام سرپرستى و اداره امور امت را در اختيار داشته باشد؛ خواه با نظارت و اشراف خود امام باشد، خواه با اشراف آن كه امام او را به عنوان نايب خاص يا نايب عام نصب كرده باشد. چنان كه ممكن است بگوييم: اين فضيلت و استحباب مخصوص زمان ظهور و حضورشخص امام(ع) است، حتى زمان كسى را كه از طرف امام(ع) براى اداره امور مردم به صورت خاص نصب شده باشد نيز در برنمىگيرد.
بنابراين شيخ طوسى اجمالا به شيخ مفيد مىپيوندد و مانند او قائل به جواز جهاد ابتدايى با دعوت غير امام معصوم است.
٢.قاضى ابن برّاج در بحث جهاد كتاب مهذّب پس از آن كه در جهاد ابتدايى دستور امام عادل يا منصوب او را شرط دانسته، مىگويد:
اين كه گفتيم: دستور جهاد ابتدايى بايد از طرف امام عادل يا منصوب ايشان باشد، براى اين است كه اگر امام يا منصوب او نباشند شركت درجهاد جايز نيست. بلى، اگر دشمنان، بر مسلمانها احاطه شوند و بر وطن و شهر آنها يورش برند آن وقت همه كسانى كه درآن شهر زندگى مىكنند، بايد براى حفظ جان و مال از باب دفاع، با آنها بجنگند.
جهاد دركنار رهبران كفر و همگام با غير امام اصلى يا منصوب او قبيح است و اگر كسى چنين كند، قابل مجازات و سزاوار كيفر خواهد بود. اگر دشمن را ضربه زند، گناهكار محسوب مىشود و اگر از دشمن صدمه بخورد، در برابر اين صدمه اجر و پاداشى ندارد. (٥)
(٥) مهذّب، ج١، ص٢٩٣و ٢٩٦-٢٩٧.