اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٨٥٩ - حیدرعلی کمالی
او در سالهای آخر عمر به سکته ناقص و فلج مبتلا شد تا اینکه در جمعه ٢٦ محرم الحرام ١٣٦٩ق در طهران وفات یافت.
کمالی در قصیده سرائی استادی توانا بود ولی غزلیّات او به قدرت قصایدش نبود. در انجمن ها و مجامع ادبی شرکت می کرد و رجال و اعیان آن عهد همچون فروغ، اعتصام الملک و فخرالسّلطنه با او مراوده و مصاحبت داشته اند. در داستان نویسی نیز از پیشگامان داستان به شمار می رود.]
کتب زیر از آثار اوست:
١. «دیوان کمالی» که در سال ١٣٣٠ش به چاپ رسید. ٢. «لازیکا» ٣. «مظالم ترکان خاتون» ٤. «منتخب اشعار صائب»
این چند بیت از اشعار اوست:
[بی روی تو از دیده ز بس اشک فشاندیم
عالم همه آب است به پیش نظر ما
در آتش از آه دل خود، عمر گدازیم
سرچشمه خورشید بود رهگذر ما
رفتیم و دگر از طلبش باز نیائیم
ای برق مسوزان نفس اندر اثر ما[١]]
[١] ادبیات معاصر، صص ٨٢ و ٨٣؛ چهره مطبوعات معاصر، ص١٩٥؛ دائرهالمعارف دانش بشر، ص١٢١٢؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص ٣٩٠-٣٨٨؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج٢، ص٧١٠؛ مکارم الآثار، ج٨، صص ٢٩٣٥-٢٩٣٢؛ مؤلفین کتب چاپی، ج٢، ص٩٧٩؛ فرهنگ داستان نویسان ایران، ص١٧٦؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج٥، ص٢٩٥٨؛ فرهنگ معین، ج٦، ص١٦١٠.