اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٦٧١ - میرزا محمّدحسین قانع اسفه ای
او در ادبیات فارسی و عربی استادی مسلم بود و به عربی و فارسی شعر می سرود و «قانع» تخلّص می کرد. او در سالهای آخر عمر در اصفهان ساکن شد و سرانجام در جمعه ٥رجب سال ١٤٠٢ق به سن قریب هفتاد و پنج سالگی وفات یافته و در تکیه فاضلان واقع در تخت فولاد مدفون شد.[١]
تألیفات و آثار او عبارت است از:
١. «آداب الزیّاره» ٢. «اختران تابان در اخلاق بزرگان» ٣. «اربعین و ضمائمی دلنشین» ٤. «اربعین قانع یا چهل طوطی» ٥. «افسانه اسفه ای در قصه زن و شوهر» ٦. «پند پدر به پسر در پیدایش و بازگشت» ٧. «توسلّیات» ٨. «ره آورد قانع در زیارت جامعه»، مطبوع ٩. «شجره طوبی در کمالات نفسانیه» ١٠. «سوانح قانع در عروض و اشعار» ١١. «قسمتی از دیوان قانع»، در غزل و قصیده ١٢. «فواتح قانع در نفوس کامله» ١٣. «محرم نامه» ١٤. «مستطرفات و متفرقات» ١٥. «منارالانوار یا چهل چراغ قانع اصفهانی» ١٦. «نقل مجلس» ١٧. «نوشدارو در تعلیم و تربیت»، مطبوع.[٢]
او طبیبی دیندار و مردمی، دانشمندی وارسته و به فضائل و کمالات آراسته بود.
[این شعر از اوست:
زین نیستی که جلوه کند جای هست ما
ای کاش کز ازل نشدی پای بست ما
گر جان رسد به ساحل از این بحر بی کران
بر ناخدا رواست بسی ناز شصت ما
ما را به هیچ نشئه سر خودسری نبود
حکم قضا گرفت عنان را ز دست ما
[١] سیری در تاریخ تخت فولاد، ص١٦٣.
[٢] مدرس، ص٢٥٨؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص٣٧٢.