اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٥٤٤ - سیّد حسن سلطان الواعظین کاشانی
اعضای فعّال انجمن ادبی شیدا بود. در تصوف نیز دستی داشت و مرید مشایخ سلسله صفی علی شاهی بود [او در آخرین ماه زندگی خود به مصیبت فوت فرزند جوانش عباس مبتلا شد] و در ماه رجب ١٣٥٦ق وفات یافت و در صحن تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد. دیوان اشعار او [با مقدمه شاعر توانا خسرو احتشامی] در اصفهان به چاپ رسیده است.
از اوست:
چو ماه من به رخ از زلف خود نقاب گرفت
فغان ز خلق برآمد که آفتاب گرفت
ز گریه مردم چشمم به یکدیگر گویند
ببین که خانه ما را چگونه آب گرفت
عرق ز چهره فشاند و جهان معطّر کرد
مگر نگار من از برگ گل گلاب گرفت[١]
سیّد حسن سلطان الواعظین کاشانی
حاج سیّد حسن واعظ کاشانی بن سیّد محمّد موسوی از علماء و خطبای معروف اصفهان در اواخر دوره قاجاریه، معروف به «سیّد حسن کاشی» و ملقب به «سیّد حسن کاشی» در کاشان متولّد شده و در آنجا و اصفهان نزد اساتید تلمّذ نموده و در اغلب علوم از جمله فقه، حدیث، تاریخ و کلام صاحب نظر گردید و سپس سالها مردم را به مواعظ شافیه ارشاد و هدایت نمود.
او در سال ١٢٩٥ق به دستور ظلّ السّلطان حاکم جابر اصفهان کتابی در تفسیر آیه «اولی الامر» موسوم به کتاب «مواعظ حسنه» را نوشته و به سرمایه ظلّ السّلطان به چاپ رسانید و در آن کتاب شاه و حاکم را «اولی الامر» و «واجب الاطاعه» دانست.
[١] دیوان ساکت، مقدمه و ص١٦٦؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص٢٣١؛ هفته نامه نوید اصفهان، ش٣٢٦، نهم آذر ١٣٧٣، ص٤؛ دیوان طرب، ص٢٤٦؛ مکارم الآثار، ج٦، ص٢٢١١.