اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٣٢٦ - جعفر نوای اصفهانی
اداره فرهنگ شده و در مدارس اصفهان به تدریس پرداخت، او شاعری متدیّن و معتقد به دین بود و در مدح و مراثی معصومین علیهم السلام شعر سرود. بسیاری از اشعار او گویای رنجها و مرارت های طبقات محروم جامعه همچون کارگران، ایتام و... است. او از اعضای مشهور انجمن های ادبی اصفهان از جمله انجمن ادبی کمال بود. مردی خوش محضر، نیک سیرت و مربّی شعراء و خدمتگزار واقعی شعر و ادب بود. مغازه خیاطی او نیز سالها محفل اهل ادب و مجمع شعراء و فضلاء بود.[١]
استاد نوا در روز ٢٠ بهمن ماه ١٣٨٠ش بدرود حیات گفته و به دیار باقی شتافت و پیکرش در قطعه نام آوران واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
در رثای او برادرزاده اش فضل اللَّه شیرانی متخلص به «سخا» این دو بیت را گفته است:
در غم مرگ نوا ماتم سرا شد اصفهان
در گذشت استاد و لبریز عزا شد اصفهان
بی صفا شد بی گل رویش صفاهان ای دریغ
بینوا شد اصفهان تا بی «نوا» شد اصفهان
«دیوان کامل اشعار نوای اصفهانی» در سال ١٣٧٧ش به چاپ رسیده است. قبل از آن قسمتی از اشعار استاد در سال ١٣٢٩ش در کتاب «نواهای جانگداز» و قسمت های دیگری از آن به نام «نوای آشنا» در سال ١٣٣٨ش به چاپ رسیده بود.
این ابیات از اوست:
دل چون سنگ تو را آه من از جا نکند
هیچ سدّی به ره سیل چنین محکم نیست
* * *
[١] تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص ٥١٦ و ٥١٧؛ تذکره شعرای استان اصفهان، ویرایش دوم، ص٨١٢؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج٦، ص٣٦٨٦؛ یادنامه ادب.