اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٣٠٥ - محمّد جعفر خطیب کاشانی
بیاورد تا آذر ابیاتی را در تذکره خود درج نماید. میرزا محمّد جعفر پیغام داده بود که آذر باید «تذکره» خود را بفرستد تا او ببیند این کتاب قابل آ ن هست که اشعارش در آن بیاید یا نه؟![١]
از قرائن بر می آید که محمّد تقی خان حاکم یزد به او اعتماد فراوانی داشته و هنگامی که یکی از اهالی هند می خواستند با پرداخت مبلغ کلانی او را با خود به هند ببرند و میرزا جعفر در هند طبابت کند، خان مانع شده و پرداخت آن مبلغ به میرزا جعفر را تَقَبُّل کرده است.[٢]
ظاهراً او اوایل قرن سیزدهم هجری را نیز درک کرده و اشعاری را در مدح حاکم وقت یزد، علینقی خان سروده است.[٣]
اختر بیگ گرجی در باب شعرهای او می نویسد: «در عالم شعری میلش به قصیده بوده دیوانش به نظر رسیده تخمیناً هزار بیت می شود.
...شعری که قابل تذکره باشد، ندارد. ملّایانه شعر می گفته...»[٤]
این شعر از اوست:
به جز من که با لشکر غم ستیزم
که دیده تنی، با سپاهی آید
پس از مرگ، کی برق آهم گذارد
که از تربت من گیاهی بر آید[٥]
محمّد جعفر خطیب کاشانی*
محمّدجعفر بن محمّدصادق خطیب کاشانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. او در اصفهان نزد عدّه ای از علما و فقهاء به تحصیل پرداخت که از جمله: علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی را می توان نام برد. او نسخه ای از «من لا یحضره الفقیه» تألیف شیخ صدوق
[١] جامع جعفری، ص٤٩٠.
[٢] تذکره شبستان، ص٥٩.
[٣] جامع جعفری، ص٤٩٠.
[٤] تذکره اختر، ص٣٠.
[٥] سایر منابع: دانشنامه مشاهیر یزد، ج١، ص١٣٨؛ فرهنگ سخنوران، ص٦١؛ تذکره منظوم رشحه، ص١٦.