تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦١ - ميان مصلحت عمومى و مصلحت خصوصى
«أقرب رحما» ياد كرده است، و اين دو كلمه اخيرى كه قرآن آورده، براى مقابله كردن آنها با دو كلمه نخستين است، و زكاة و رحم در مقابل طغيان و كفر آمده است.
ميان مصلحت عمومى و مصلحت خصوصى
احكام شرعى عموما وابسته به مصلحت افراد نيست، بلكه بيشتر در آنها مصلحت عامه در نظر گرفته شده است، و مصلحت عامه مصلحت همه افراد جامعه روى هم رفته است، در صورتى كه مصلحت خصوصى/ ٤٦٤ مصلحت افراد جدا از يكديگر است، و طبيعى است كه مىبايستى مصلحت افراد با يكديگر جمع شده بر مصلحت افراد جدا از يكديگر ترجيح و تفوق داشته باشد، و مخصوصا در آن هنگام كه معارضهاى ميان اين دو مصلحت وجود داشته باشد پس، مثلا، مصلحت يك ميليون انسان مهمتر از مصلحت پنج نفر است.
هنگامى كه از مصلحت عامه ياد مىكنيم، مقصود ما مصلحت بشر است، و اين معقول نيست كه اسلام به خاطر مصلحت عده قليلى از افراد، مصلحت بشر را كنار گذارد.
فرهنگ سرمايهدارى كه نسبت به مصلحت فردى تأكيد دارد و در آن مبالغه مىكند، فرهنگى مبتنى بر بهرهكشى است كه از طريق آن منحرفان حريص استثمار خود را از ديگران و تسلط پيدا كردن نامشروع بر ايشان، به خيال خويش، خوب جلوه مىدهند و پسنديده مىشمارند، و از مالكيت و مصلحت فردى سخن مىگويند، و چه مصلحتى مىتواند در مقابل مصلحت مجموع افراد براى يك فرد وجود پيدا كند؟! و فرد چه احترام و آزادى در برابر احترام و آزادى جامعه و همه مردم مىتواند داشته باشد؟! و معنى اين كلمه چيست؟ و آيا اين مصلحت است يا مضرت؟
ما در اين شك داريم كه كلمه مصالح فردى راست باشد، بلكه درستتر آن است كه به نام مضار فردى خوانده شود، چه خير و شر در مقايسه با فرد نبايد باشد، بلكه در مقايسه با مجموع مىبايستى بوده باشد، و خير آن چيزى است كه