تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٤ - توكل دژ مؤمن است
طرد مىكنند.
پناه بردن به خدا، و بىواسطه از او خواستار آن شدن كه آدمى را از خطر قواى طرد كننده حق حفظ كند، درمان مستقيم براى مشكل ترس از حقيقت، و ايستادگى در برابر تسلط شيطان بر قلب است.
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ- پس چون به خواندن قرآن مىپردازى، از شيطان رانده شده به خدا پناه بر.» براى رسيدن به اوج حقيقت تحقق يافته در قرآن، ناگزير بايد از حوزه جاذبه زمين تجاوز كنيم، و قوهاى كه با آن مىتوانيم در برابر اين جاذبه تجسم يافته در شهوات ايستادگى كنيم، همان قوه توكل بر خدا است،/ ١٢٦ و استعاذه و پناه بردن به خدا نوعى از توكل به او است، و تنها تفاوتى كه با آن دارد در اين است كه استعاذه درخواستى عاجزانه از خدا است به اين كه انسان را از شرّ محيط بر او رهايى بخشد، و كدام شر خطرناكتر از شرّ معتقد بودن به اعتقادى باطل است، يا شر نادانى نسبت به حقيقت كه وسوسههاى شيطان سبب پيدا شدن آن در قلب مىشود؟! در تمام مدت تلاوت قرآن ناگزير مىبايستى بشر از پروردگار خويش استعانت جويد.
توكل دژ مؤمن است
[٩٩] شيطان به قلب شخص نفوذ مىكند، و به شكل نيروهاى سياسى و اجتماعى محيط بر او درمىآيد، ولى مؤمنى كه بر خدا توكل مىكند، خدا او را از اين شيطان كه در جان او همچون خون جريان دارد محافظت مىكند.
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ- شيطان را سلطه و استيلايى بر آن كسان نيست كه ايمان آوردهاند و بر پروردگار خويش توكل دارند.» ولى بر كسى كه به خدا ايمان نياورده است شيطان مسلط مىشود، و او را به سبب سستى ارادهاش از حقيقت گمراه مىكند.