تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٦ - تفسير و تدبر
يَحْزَنُونَ.
٢- وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ.
و چون اندكى در اين صفات تدبر كنيم، آنها را به معنى حقيقتى خواهيم ديد كه عقل را بر تفكر، و قلب را بر تدبر يارى مىكند، و نه اين كه چيزى باشد كه جايگزين آن شود.
جهت گيرى نادرست
چون انديشه استقرار و ثبات پيدا كرد، ناگزير بايد جهتگيرى نادرست درباره تفسير را كه پيشتر رايج بود تغيير داد، و آن: تبديل كردن قرآن است به چيزى كه جايگزين تفكر و تعقل شود در صورتى كه قرآن تفكر و تعقل است، و آن كس كه قرآن را جانشين انديشه سازد، همچون كسى است كه بخواهد دوربين را جايگزين چشم قرار دهد، يا نور را جانشين ديدن، يا همچون كسى است كه ارقام را در رياضيات/ ٣٣٨ به جاى حقايقى قرار دهد كه اين ارقام بيان كننده آنها محسوب مىشوند.
تفسير و تدبّر
و شايد اين همان تفاوتى باشد كه ميان دو كلمه تفسير و تدبر، و نيز ميان دو كلمه تفسير و تأويل وجود دارد.
تفسير به معنى شرح و توضيح دادن خود آيات قرآنى است از لحاظ ارتباطى كه با ذات قرآن دارند يعنى: حروف آن و كلمات آن و جملهها و آيات آن، و سياق مجموعه توجيه كننده در قرآن و ارتباط سورهها با يكديگر.
ولى تدبر چيزى ديگر است، و قرآن آن را وسيله تأويل يعنى دست يافتن به پايانها و نتيجههاى آيات خوانده است، و اين كلمه مشتق از (الدّبر) به معنى قسمت پايانى هر چيز است، و از اين جا مىفهميم كه تدبر عبارت از توقف نكردن