تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٠ - ميان شكر و كفر
پروردگارشان پديد آمده باشد، و اين كه ولايت حق مخصوص خدا است و نه مال و ثروت، يا جاه و سلطه.
/ ٤١١
شرح آيات
ميان شكر و كفر
[٣٢] به مردى خدا دو باغ بخشيد، و همه اسباب زينت را در اختيار او گذاشت، پس در حق آن چنان كه شايسته است عمل نكرد، و به جاى آن كه از پروردگار خود براى ثروت و نعمتى كه به او عنايت كرده است سپاسگزارى كند، و در عوض آن كه به كسى كه آن را به او بخشيده است بر خود ببالد، به عزت باليدن و نازيدن پرداخت، در صورتى كه بخشنده نعمت جاودانى و ابدى است و نعمت پايان پذير و زايل شونده، و سپاس و پرستش و افتخار كردن به او شايسته وى.
چون دوستش با وى در اين باره به جدال نيكو پرداخت، و مىخواست او را از عاقبت ناسپاسى و غرور وى بيم دهد و از آتش بر حذر دارد، باليدن به گناه گريبانگير وى شد، و سرنوشتش به آنجا انجاميد كه دو باغش را از كف داد كه به صورت زمينى هموار و بىدرخت و خشك درآمد، كه آبش فرورفته بود و زمينش بىحاصل.
بدين گونه آن مرد را اندوهى سخت فراگرفت كه قلب او را شكافت، و سخت بر فريفته شدن خويش به نعمت پشيمان شد، و همچنين بر باليدن به فرزند و عشيره كه در محنت و رنج وى هيچ سود و فايدهاى از آنان براى او حاصل نيامد.
اما مرد فقير از لحاظ مال و عشيره، و ثروتمند از لحاظ ايمانش به پروردگار خويش و توكل كردنش بر او به آنجا آمد و شد مىكرد: جايى كه ولايت حق بر آن فرمان مىراند.
قرآن در ضمن حكايت كردن از دو باغ و علاقه آن مشرك به آنها، براى ما از انواع نعمتها و عوامل ثروتمند شدن كه آن مرد براى خود فراهم كرده بود ولى به هيچ وجه او را از خدا بىنياز نمىساخت با ما سخن مىگويد و بيان مىكند كه