تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٣ - پاداش مؤمنان
ريشخند و استهزا مىپردازد، به آخرين درجات سركشى و لجاجت و در به روى خود بستن و سخت دلى رسيده است، و او در آغاز حق آن را دارد كه گرفتار شك و خواستار دليل شود، و به مجادله از طريق عقل بپردازد تا قانع شود و اطمينان پيدا كند، اما اين كه فرستاده خدا و رسالت او را در معرض استهزاء قرار دهد، دليل بر آن است كه اساسا نمىخواهد از حق پيروى كند، آيا چنين كسى لياقت جايگاهى جز جهنم دارد؟
پاداش مؤمنان
[١٠٧] إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا- كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى صالح و شايسته انجام دادند، به باغهاى فردوس درخواهند آمد.» [١٠٨] خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا- به صورت جاودانى در آن مىمانند، و هيچ خواهان جابهجا شدن از آن نخواهند شد.» بر آدمى واجب است كه ژرفناى ذات خويش را كشف كند و از خود بپرسد كه: براى چه آفريده شدم؟ و آرزوى رسيدن به چه چيز را دارم؟
/ ٤٩٧ او با يك محاسبه رياضى ساده مىتواند اين مطلب را بفهمد كه اين دنيا و هر چه در آن است جوابگوى اميدها و آرزوهاى او نيست، و يكى از اين آرزوها مخلّد ماندن و جاودانه زيستن است، چه نمىخواهد پس از هستى نيست شود، پس اگر دنيا براى ما و ما براى آن آفريده شدهايم، شايسته است كه هميشه در آن زنده بمانيم.
يكى از فلاسفه پيشين گفته است كه: اگر مرا در درون شكم خرى مرده قرار دهند، و از راه سوراخى كه در پس پشت او است نفس بكشم، و در مقابل اين از خودگذشتگى در دنيا زنده بمانم، به چنين زندگى راضيم!! اين سخنى غير منطقى است، ولى از ميل انسان به بقاى جاودانى خبر مىدهد.