تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٨ - خودپرستى ريشه انحراف است
أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ- آگاه باشيد كه بد داورى مىكنند.»/ ٧٨ پس از مدتى كه زنان و دختران همچون كنيزان در خدمت فاتحان جنگ به سر بردند، ميان دو طرف قرارداد صلح بسته شد و اسيران بازگشتند و براى پيوستن به كسان خويش آزادى پيدا كردند، ولى شمارى از دختران از اين بازگشتن امتناع ورزيدند و همين امر سبب خشمگين شدن مردان بنى تميم شد و عزم بر آن جزم كردند كه اگر پس از اين صاحب نوزاد دخترى شوند او را زنده به گور كنند، و سپس بعضى از قبايل ديگر نيز به پيروى از ايشان برخاستند و زنده به گور كردن دختران در ميان ايشان شيوع پيدا كرد. [١١]
خودپرستى ريشه انحراف است
[٦٠] و فرد جاهلى كه به وجود مقياسى براى حق جز شخص خودش قايل نيست، و هواها و شهوات و تمايلات فردى و اقليمى خويش، و استكبار بر مردم، و ستم كردن به ناتوانان، و خيالات و افسانههاى موروثى خود را ميزان و مقياس براى عمل خويش قرار مىدهد، در نتيجه هر چيز را كه پيوسته به طرف ضعف و ناتوانى و تسليم شدن طرف مقابل شود، نمونه اعلايى براى خود قرار مىدهد، بدان سبب كه تصور آن را نمىكند كه روزى خواهد آمد و حق بدون پوشيدگى و فريب و نقص جريان پيدا مىكند، پس به چه سبب بايد به جستجوى آن بپردازد، و آن را اساس زندگى خويش و مقياسى براى ارزيابى چيزها قرار دهد؟
و اين نور، اندك اندك از قلب او دور مىشود، نورى كه پيوسته هدايت كننده او به حق است، پس در دل او چيزى جز تاريكى شهوات باقى نمىماند.
لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ براى كسانى كه به آخرت ايمان نمىآورند.»
[١١] - الميزان، ج ١٢، ص ٢٧٧.