تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٠ - تاريكى جادو و جادوگر
قرآن مثلى ديگر درباره واقعيت شخصى مىزند كه جادوگر آزادى را از او سلب كرده و او را به صورت شخص گنگى درآورده بود كه به همين صورت از شكم مادر بيرون آمده و گوشهاى او هيچ چيزى را نمىشنيده است، پس نتوانست كه زبان و لغت را فرا گيرد و با اجتماع متمدن همكارى داشته باشد، و آزمايشهاى او به حدود ذات خود او محدود ماند، همچون انسانى كه در جنگل زندگى كرده باشد، آيا چنين كسى مىتواند برابر با كسى باشد كه به او عدالت و استقامت بخشيده شده بود.
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ- و خدا دو مرد را مثل زد كه يكى از آنها گنگ بود و هيچ كارى از دست وى بر نمىآمد و براى ولىّ خود عنوان بارى را داشت كه مىبايستى آن را تحمل كند.» يعنى همچون بار سنگين بر دوش كسى بود كه بايد به كار او برسد و مواظب او باشد.
أَيْنَما يُوَجِّهْهُ لا يَأْتِ بِخَيْرٍ- به هر جا كه روانهاش مىكرد كار خيرى از او به دست نمىآمد.»/ ١٠١ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ- آيا او مىتواند با كسى برابر باشد كه به عدل فرمان مىدهد.» چه آن كس كه به عدل فرمان مىدهد زبانى فصيح دارد و قلبى قوى، در مقابل فشار خضوع پيدا نمىكند، و از تهديد نمىهراسد.
وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ- و بر راه راست پيش مىرود.» پس توانايى آن را دارد كه به هدفهاى خود از نزديكترين راه تحقق بخشد. و اين دو مثال بيان كننده حال دو نفر است كه يكى از آنان مشرك است و ديگرى موحد، پس در آن صورت كه مشرك بسته بر ذات خويش است، و به عالم پيرامون خود هيچ توجهى ندارد، بلكه آيات خدا را منكر مىشود و به پرستش ذات خويش مىپردازد، و نمىشنود و به دنبال آن به تعقل و تفكر نمىپردازد، و به همين سبب نه