تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٩ - بعد سوم
به آن كه در آيات ديگر از قرآن حكيم آمده است، و همچنين تفسير كردن آيات به وسيله روايتها و حديثهاى شريف و استفاده بردن از علم حديث.
ما پس از تدبر و تأويل، و پايان يافتن عمل تفسير، و دست يافتن به شناختى ذاتى از آيه، آيه قرآن را به واقعيت خارجى مىبريم و در اين مىكوشيم كه آن را بر مردمان و چيزها و پيشامدهاى متغير منطبق سازيم.
پس چون در قرآن كلماتى همچون الَّذِينَ آمَنُوا- كسانى كه ايمان آوردند»، وَ الَّذِينَ كَفَرُوا، المنافقون، المستكبرون، المستضعفون ...
آمده باشد، بر ما لازم است كه آنها را به صورت واقعى تعريف كنيم و تشخيص دهيم، و تنها به شناختن معانى اين كلمات و مدلولهاى لغوى آنها اكتفاء نكنيم.
و هنگامى كه از جوامعى همچون: عاد، ثمود، قوم لوط، اصحاب الايكة، اصحاب موسى (ع) و اصحاب محمد (ص) چيزى مىخوانيم، بايد در صدد يافتن چيزهايى در واقعيت كنونى برآييم كه مىتواند تجسمى از آنها بوده باشد، پس آن كه از على و حسين (عليهما السلام) در زمان حاضر پيروى مىكند كيست؟ و كيست كه نقش معاويه و يزيد را بازى مىكند؟ و همچنين.
پس تدبر عبارت است از جستجو براى يافتن كس يا چيزى است كه در واقع خارجى نقش داستانها و آيات قرآنى را ايفا مىكند، و در نتيجه عبارت از شناختن عملى معانى چيزها و تلاش براى دريافتن و نزديك شدن به آن است.
تدبر نيازمند به تلاشى فكرى و تلاش ديگر جسدى است، پس ما نمىتوانيم/ ٣٤١ با بستن درها بر روى خود و جدا شدن از واقعيتها به تدبر بپردازيم، و چون خواستار تدبر باشيم بر ما واجب است كه در زندگى جامعه داخل شويم و از خصوصيات آن آگاهى حاصل كنيم، و طبيعت و ماهيت آن را مورد مطالعه قرار دهيم، و سپس به قرآن بازگرديم و از آن بپرسيم كه: جامعهاى كه تمايزات و خصوصيات آن چنين، و امور مثبت و منفى آن چنان است، به چه نام بايد ناميده شود؟ آيا جامعه لوط است يا شعيب يا ثمود يا جز ايشان؟ و آنچه از انسان در مطالعهاش از قرآن مطلوب است، تفسير است و سپس تدبر و تأويل به آن معانى كه پيش از اين ذكر آن