تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٢ - روش علمى نه حدس و گمان
قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً- بگو كه: خدا از اين كه شماره آن چند بوده آگاهتر است و اين شماره را جز اندكى از مردم كسى نمىداند، پس جز به صورت ظاهرى درباره آن به مشاجره و نزاع مپرداز.» در اين جا آيات از گفتگو درباره بعث و از وعده خدا سبحانه و تعالى به گفتار درباره قضيه ديگرى انتقال پيدا مىكند كه قضيه علم است، و اين كه بر آدمى گفتن چه چيز و معتقد بودن به آن واجب است.
بر او لازم است كه به حدس و گمان سخن نگويد، و به دانستههاى خود مغرور نشود، از آن روى كه هر اندازه علم داشته باشد باز هم كم است، و آن كس كه علم دارد نبايد از آن براى مراء و جدال استفاده كند، بلكه از مسائل جدلى عقيم و بىحاصل هر چه زودتر بگذرد، يعنى به حقيقت ايمان آورد و حجت آن را بيان كند و سپس پى كار خود رود، چه جدال علم را فاسد مىكند، و فكر انسان را متوجه وسايل برترىجويى نسبت به ديگران مىاندازد، نه به طرف حقيقت، و در نتيجه انديشهاى مستكبر مىشود كه در بند فهم حقايق نيست، در صورتى كه علم پسر تواضع است و معرفت دختر فكر بخشنده و با گذشت و صاحب سماحت، به همان گونه كه استعلاء و خواستار شدن برترى بر ديگران حجاب علم مىشود و معرفت را از بين مىبرد.
وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً- و در اين باره از آنان رأى و نظر مخواه و طالب فتوى مشو.» اگر جاهلى بخواهد استفتا و نظر خواهى كند، آيا به دنبال هر نادان مغرور مىرود كه تودهاى از خرافات را بر پشت دوش خود حمل مىكند و از او فتوى مىطلبد؟ هرگز ...
شايد آيه بر چيزى دلالت داشته باشد كه پيشتر از آن ياد كرديم، و آن اين كه قرآن به حديث نسخ نمىشود و بر ما است كه نظر خويش را درباره قرآن با حجابهاى تاريخ در تاريكى قرار ندهيم، و آن را همچون دوربينى قرار دهيم كه با آن