تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٤ - زندگى در ميان تدبير پروردگار و تقدير بنده
قرآن كريم در آيه نخستين به ما اين را مىگويد، اما در آيه دوم توجه ما را به موضوعى دقيق جلب مىكند و مىگويد كه: انسان بايد براى خود برنامهاى بلند مدت وضع كند بدون اين كه حساب عوامل تحوّل پذير زمان را در برنامه خود منظور نظر قرار دهد، چه خداوند به چيزى جامد فرمان نمىدهد، بلكه به پيروى از ارزشهايى فرمان مىدهد كه در هر زمين به صورتى معين قابل انطباق است.
نبايد بگويى كه فردا فلان كار را انجام خواهم داد، بدان جهت كه گاه فردا مىآيد و/ ٣٩٤ پيشامدها در آن تغيير پيدا مىكند، و بر تو انجام عمل ديگرى جز آن كه بر آن عزم جزم كرده بودى لازم مىشود، پس بر تو لازم است كه ميان آن با خدا و رسالتى كه بر تو نازل شده و آن را مىفهمى ارتباطى مستقيم و محكم برقرار سازى، نه با نقشهاى معين و تاريخى معين، يا با افكار پيشين، يا با كتابهاى نوشته شده، يا با برنامههاى جامد، و اين منتهاى (پيشرفتگى) در قرآن است، اگر چنين تعبيرى صحيح باشد.
اما ارتباط آن با مشيت دو معنى دارد.
اول: معناى آشكار و معروف، و آن اين كه موهبتها و امكانات من همچون يك انسان، و امكانات طبيعت و فرصتهاى عمل، همه پيوسته به اراده خداوند سبحانه و تعالى است، پس كار او است كه مرا در عمل فردايم توفيق دهد يا چنين نباشد، و اين استثنا كردن به مشيت و ان شاء اللَّه گفتن معنى مألوف است.
از همين جا است كه امام على (ع) گفته است: «خدا را به فسخ شدن عزيمتها و نقض شدن همتها شناختم» يعنى من عزم انجام دادن كارى كردم و قضاى الهى آمد و عزيمت مرا نسخ كرد، و همت بر انجام امرى متوجه ساختم و قدر آمد و همت را باطل كرد.
دوم: اين كه در آن هنگام كه خدا به من فرمان دهد كه فلان كار انجام ده، آن را انجام مىدهم، و چون مرا از انجام دادن آن نهى كند، آن را ترك مىكنم، پس انجام دادن و انجام ندادن من مربوط به امرى است كه فردا به من مىكند و نه امروز، و بسا هست كه برترين عمل امروز نمازگزاردن و عبادت و مسجد بوده باشد،