تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٢ - مثل دنيا
شرح آيات
مثل دنيا
[٤٥] وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ زندگى دنيا را همچون آبى براى آنان مثل بزن كه از آسمان فروريختيم.»/ ٤٢٢ خدا آب را از آسمان فرو فرستاد، پس به جاى آن كه، همچون فرعونهاى مصرى بر آب اعتماد كنيم، و تمدن و ارزشهاى فكرى خودمان را بر روى آن بها نهيم، شايسته چنان است كه بر پروردگار آب اعتماد كنيم كه مسلط و مستولى بر آن و بر همه چيز است، و بدين گونه تمدنى الهى و بلند مرتبه بنا كنيم.
فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ- پس گياهان زمين به آن مخلوط شد.» يعنى به وسيله آب بعضى از نباتات با بعضى ديگر مخلوط شدند، و آب عاملى است كه سبب شد تا تخم گياهان كه در زير خاك قرار داشت، به قدرت خدا رشد كند و درهم آميزد، و آدمى چنان مىبيند كه گويا گياهان قائم به ذاتند، و اين را نمىداند كه بخش بزرگى از آنها را آبى تشكيل مىدهد كه از آسمان نازل شده است، و به زودى يا در زمين فرومىرود و يا از راه بخار شدن به آسمان بازمىگردد. و در اين جا رنگ ديگرى از رنگهاى غرور وجود دارد و آن: اعتقاد داشتن انسان است به اين كه علفها گياهاناند، در صورتى كه در واقع آبهايى هستند كه بدين صورت درآمدهاند، و چون اين آبها از ميان برود، علفها و نباتات به صورت چيزهاى خشكى درمىآيند كه باد آنها را پراكنده مىسازد، نه بر ساقه خود باقى مىمانند و نه در جاى خود برقرار.
فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ- پس به صورت علف خشكيدهاى درآمدند كه بادها آنها را پراكنده سازند.» پس از آن كه گياهانى ثابت و در جاى خود قرار گرفته بودند كه بعضى از آنها وسيله بر جاى ماندن بعضى ديگر بود، به صورت گياهان خشكى درآمدند كه بادها آنها را از جايى به جاى ديگر منتقل مىسازند.