تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٤ - ماندنيهاى شايسته، الباقيات الصالحات
فرزندانى پيدا مىكنى كه از ديدار آنان شادمان مىشوى، همين اندازه بهرهمند شدن براى تو مجاز است، اما اين كه به مال و فرزندان مغرور و فريفته شوى، خطايى بزرگ است، بدان جهت كه اين مال باقى نمىماند، و حتى اگر باقى هم بماند تو براى بهرهبردارى از آن بر جاى نمىمانى، و فرزندان براى تو يا تو با آنها با هم باقى نمىمانيد، و با پايان يافتن دور زينت دور آنها نيز پايان مىپذيرد. پس چه چيز براى تو باقى مىماند؟
عمل تو تنها چيزى است كه باقى مىماند. و آنچه كه براى خود از اعمال صالح ذخيره مىكنى آن چيز است كه باقى مىماند، و همان است كه زينت حيات آخرت را فراهم مىآورد.
وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا- و اعمال صالح باقى مانده در نزد پروردگارت، هم پاداش بيشتر دارد و هم مايه اميدوارى بيشتر است.» پس به جاى آن كه كوشش خويش را به گرد كردن مال و روى هم انباشتن اموال مصرف كنى، و در لحظهاى از دنيا بروى،/ ٤٢٤ يا اين كه خود را براى فرزندانى به رنج و تعب بيندازى كه روزى بر تو بشورند و از دوست بودن با تو به دشمنى با تو گرايند و تو را رها كنند و تنهايت گذارند، به جاى همه اينها با انجام دادن اعمال صالح به خدا اعتماد كن.
آيا اعمال صالح چيست؟
اين است كه در خانه بنشينى و به ياد پروردگارت باشى و تسبيحش گويى؟؟ و نمازهاى پنجگانه را با نافلههاى آنها بگزارى؟ يا خمس و زكات بدهى؟ يا به جهاد بپردازى؟ يا اين كه كارخانهاى تأسيس كنى و راهى بسازى به خاطر خدا و خير مجتمع؟
همه اينها چون خالصانه براى خدا باشد، از باقيات صالحات است، و بر دو گونه تقسيم مىشود
گونه اول: آن كه آدمى پاداش آن را تنها در آخرت مىبيند، هر چند در دنيا